part 𝟐𝟔
part 𝟐𝟔
[ساعت ۷ عصر]
جونگکوک: پرنسسم آماده شدی؟
ا.ت: نه هنوز وایساااا
ویو جونگکوک
پس چیکار میکنه ۱ ساعته؟ داره لباس میدوزه مگه؟ میخواد لباس بپوشه هااا
بعد از ۱۰ مین یالاخره اومد پایین
ا.ت: من امادمممم
جونگکوک: حالا کجا میخواس بریم؟
ا.ت: اومممم، بریم شهربازی؟
جونگکوک: همیشه پرنسس کوچولوم میمونی، بریم
سوار ماشین شدیم و رفتیم شهربازی
ا.ت: بریم ترن هواییییی
جونگکوک: ا.ت تو ترس از ارتفاع داری و همیشه توی ترن هوایی حالت بد میشه، بریم یچیز دیگه
ا.ت: اون موقع بچه بودممم، بیا بریمممم
جونگکوک: مطمئنی؟
ا.ت: اره بیا بریم
بلیط گرفتیم و توی صف ایستادیم تا نوبتمون شد
کنار هم نشستیم و ترن هوایی شروع به حرکت کرد
قبل از اینکه سوار بشیم تقریبا هر ۵ مین یبار جونگکوک میکفت: مطمئنی نمیترسی؟ باهاش اوکیی؟
درسته که نگرانمه ولی من اون موقع بچه بودم و الان نمیترسم
وقتی ترن داشت میرفت بالا یکم ترسیدم
جونگکوک: اگه ترسیدی دستمو بگیر
دستشو گرفتم و چشمامو بستم
وقتی داشت میرفت پایین دیگه جیغ زدم و دست جونگکوک رو یجوری محکم فشار دادم که مطمئن بودم جای دستم روی دستش میمونه
وقتی پیاده شدیم سرگیجهی خیلی بدی داشتم
جونگکوک: ا.ت حالت خوبه؟
فقط همین جمله رو شنیدم و بعدش چشمام سیاهی رفت
وقتی چشمامو باز کردم جونگکوک بالای سرم بود
جونگکوک: ا.ت حالت خوبه؟ بیا این قرصا رو بخور، سرت گیج میره؟ حالت تهوع نداری؟
ا.ت: جونگکوک
جونگکوک: جانم؟
ا.ت: من خوبم
جونگکوک: بهت گفتم که نباید سوار بشی خوشگلم
ا.ت: ببخشید که به حرفت گوش ندادم(کیوت)
جونگکوک: اجازه دارم برای این حجم از کیوتی بمیرم؟
ا.ت: نوچ
بعدش یه بوسه روی لبام زد
جونگکوک: چیزی نمیخوری؟
ا.ت: نه، یکم حالت تهوع دارم میترسم چیزی بخورم حالم بد بشه
جونگکوک: استراحت کن تا حالت بهتر بشه، چیزی خواستی صدام کن باشه؟
ا.ت: باشه
جونگکوک: من میرم توی اتاقم یکم کار دارم بعدش میام پیشت
بعدش جونگکوک رفت
یکم توی گوشیم داشتم میچرخیدم که یه شمارهی ناشناس بهم زنگ زد، اهمیتی ندادم، که شروع کرد به پیام دادن، چیزهای عجیبی میگفت
_من عاشقت شدم
_نمیتونم بزارم پیش اون جئون کثافت بمونی
_من هنوز بهت فکر میکنم
_لطفا جواب بده
_من بدون تو نمیتونم زندگی کنم
یکم نگران شدم
یعنی این کی بود؟
جونگکوک رو صدا زدم
ا.ت: جونگکوک(بلند)
بعدش جونگکوک اومد تو اتاقم
جونگکوک: چیزی شده؟
ا.ت: یکی همش بهم زنگ میزنه و اس ام اس میده
ادامه دارد...
[ساعت ۷ عصر]
جونگکوک: پرنسسم آماده شدی؟
ا.ت: نه هنوز وایساااا
ویو جونگکوک
پس چیکار میکنه ۱ ساعته؟ داره لباس میدوزه مگه؟ میخواد لباس بپوشه هااا
بعد از ۱۰ مین یالاخره اومد پایین
ا.ت: من امادمممم
جونگکوک: حالا کجا میخواس بریم؟
ا.ت: اومممم، بریم شهربازی؟
جونگکوک: همیشه پرنسس کوچولوم میمونی، بریم
سوار ماشین شدیم و رفتیم شهربازی
ا.ت: بریم ترن هواییییی
جونگکوک: ا.ت تو ترس از ارتفاع داری و همیشه توی ترن هوایی حالت بد میشه، بریم یچیز دیگه
ا.ت: اون موقع بچه بودممم، بیا بریمممم
جونگکوک: مطمئنی؟
ا.ت: اره بیا بریم
بلیط گرفتیم و توی صف ایستادیم تا نوبتمون شد
کنار هم نشستیم و ترن هوایی شروع به حرکت کرد
قبل از اینکه سوار بشیم تقریبا هر ۵ مین یبار جونگکوک میکفت: مطمئنی نمیترسی؟ باهاش اوکیی؟
درسته که نگرانمه ولی من اون موقع بچه بودم و الان نمیترسم
وقتی ترن داشت میرفت بالا یکم ترسیدم
جونگکوک: اگه ترسیدی دستمو بگیر
دستشو گرفتم و چشمامو بستم
وقتی داشت میرفت پایین دیگه جیغ زدم و دست جونگکوک رو یجوری محکم فشار دادم که مطمئن بودم جای دستم روی دستش میمونه
وقتی پیاده شدیم سرگیجهی خیلی بدی داشتم
جونگکوک: ا.ت حالت خوبه؟
فقط همین جمله رو شنیدم و بعدش چشمام سیاهی رفت
وقتی چشمامو باز کردم جونگکوک بالای سرم بود
جونگکوک: ا.ت حالت خوبه؟ بیا این قرصا رو بخور، سرت گیج میره؟ حالت تهوع نداری؟
ا.ت: جونگکوک
جونگکوک: جانم؟
ا.ت: من خوبم
جونگکوک: بهت گفتم که نباید سوار بشی خوشگلم
ا.ت: ببخشید که به حرفت گوش ندادم(کیوت)
جونگکوک: اجازه دارم برای این حجم از کیوتی بمیرم؟
ا.ت: نوچ
بعدش یه بوسه روی لبام زد
جونگکوک: چیزی نمیخوری؟
ا.ت: نه، یکم حالت تهوع دارم میترسم چیزی بخورم حالم بد بشه
جونگکوک: استراحت کن تا حالت بهتر بشه، چیزی خواستی صدام کن باشه؟
ا.ت: باشه
جونگکوک: من میرم توی اتاقم یکم کار دارم بعدش میام پیشت
بعدش جونگکوک رفت
یکم توی گوشیم داشتم میچرخیدم که یه شمارهی ناشناس بهم زنگ زد، اهمیتی ندادم، که شروع کرد به پیام دادن، چیزهای عجیبی میگفت
_من عاشقت شدم
_نمیتونم بزارم پیش اون جئون کثافت بمونی
_من هنوز بهت فکر میکنم
_لطفا جواب بده
_من بدون تو نمیتونم زندگی کنم
یکم نگران شدم
یعنی این کی بود؟
جونگکوک رو صدا زدم
ا.ت: جونگکوک(بلند)
بعدش جونگکوک اومد تو اتاقم
جونگکوک: چیزی شده؟
ا.ت: یکی همش بهم زنگ میزنه و اس ام اس میده
ادامه دارد...
- ۶.۸k
- ۲۷ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط