{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شوگر ددی منp25

شوگر ددی منp25
جونگ کوک ویو
بعد از وایسادن یه نفسه عمیق کشیدن و برگشتم سمت ات که موصوع رو براش تعریف کنم ولی با چیزی که دیدم کپ کردم اون داشت؟ داشت گریه میکرد!
چرا؟ چرا؟ از اینکه اون داشت گریه میکرد تعجب نکرده بودم
من دستشو محکم گرفته بودم و میکشیدمش.
من از این تعجب نکردم !؟
از این تعجب کردم که!
من؟ کسی که مردن هیچکدوم از آدمای جهان حتی پدر و مادرم برام مهم نیست!
چرا؟
بی احساس ترین فرد جهان با دیدن گریه ی دختر اینجوری شده؟
(پوزخند) هه. جئون انگار وقته بازنشستگیته
ضعیف شدی پسر. نباید اینجوری باشی.
همه ی اینا مدام تویه سرم میچرخید من به یه نفرم تا حالا نقطه ضعف نشون ندادم
ولی امروز فرق میکنه با اینکه میدونم اگه الان به ات کمک کنم تویه قلبم اوصاع عوص میشه و این کارم باعث میشه یه نقطه صعف پیدا کنم ولی نمی دونم چرا بازم با تمام وجودم دوست دارم
ات و آروم کنم.
چرا انقد ترسیدم.
بیخیال پسر فقط انجامش بده
حال
جونگ کوک :( کم کم و با مکث حرف می‌زد) ات. خوبی؟!. چرا اینجوری.شدی!. ات؟. ات؟
ات:همونجوری و بدون توجه به حرفه جونگ کوک داشت گریه میکرد)
ذهن جونگ کوک :فقط انجامش بده. بده. بده. بده.
لامصب فقط انجام بده.
تو میتونی.
شجاع ترین آدمه جهان اونیه که بتونه احسا ساتشو بیان کنه اگه نمی تونی این کارو بکنی بهتره که بری بمیری.
راوی:جونگ کوک فعلا تو فیک با خودش به مشکل بر خورده نگران نباشید.
راوی :بعد از گذشت چند ثانیه که جونگ کوک با خودش دچار مشکل شده بود و ترس از این داشت که با کاری که میکنه نابود بشه و ات از شدت درد گریه میکرد.،
خب همه چیز فقط با یه حرکت هر دو طرف نابود شد
خدا وکیلی؟ با این شخصییتایه رمانتیکی که ما داریم حالا حالا توقع اتفاقه خوبو نباید داشته باشید. شوخی کردم قراره خفن شه (یاع یاع یاع)



دو پارت دیگه رو شب میزارم 😉
لایک و کامنتتون مساوی با انرژی گرفتنم 🥺
و مرسی بابت حمایتتون 🤣💋
دیدگاه ها (۰)

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

چندپارتی جونگ کوک

تک پارتی✨هر چند دقیقه یک‌ بار خودش رو توی آینه ماشین نگاه می...

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁶ویو: ویکتورچند لحظه ساکت شدم.بعد...

چند پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط