رد پای دریا(کودکان سرطانی)

رد پای دریا(کودکان سرطانی)

گاهی خسته می شود
خسته از سرنگ های بی رحم همیشگی
خسته از انتظار بر روی تخت

خسته از تهوع های بی وقت
خسته از نگاه دیگران
خسته از جمله تکراری "خدا شفا بده "
خسته از اینکه صدای بازی بچه ها همیشه آنسوی پنجره است...!
...
گاهی با خود می گوید : کِی تمام می شود

بدون آنکه معنیِ " تمام" برایش معلوم باشد
...
پروردگارا...!
هنوز به تو امیدوار است
و هنوز از این امید خسته نشده
شفابخشش باش
او معصوم ترین است...!
دیدگاه ها (۵)

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۱۷ | «یک روز معمولی؟ محاله...

dark life =32یک هفته از اون شب کابوس‌وار گذشته بود. یک هفته ...

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

فصل چهارم: شکستی که جرقه‌ای شدهفته‌ها از آن شامِ تلخ گذشته ب...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌98بی‌اختیار به سمت جیمین خم شد.جیمین قبل...

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

چند پارتی

Destiny part 14

تاریکی زیر پوست نور. پارت اول.

«رایحه پنهان»تهیونگ آخر سر فقط سرش رو پایین انداخت.بدون اینک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط