اتل متل شهید

اتل متل شهید
به آرزوش رسید
کبوتر حرم
از این قفس پرید
تو وقت پر زدن
به جز خدا ندید
مامان برام بخواه
منم بشم شهید
همه بگن برام
خدا گلش رو چید
و آخر این پسر
به مقصدش رسید
دیدگاه ها (۱)

پارت 48 رمان عشق مدرسه ای ات: حسود هیونجین : ( خنده) فلیکس: ...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

پارت یک رمان عشق ممنوع

برده عمارت جئون

پارت 46 رمان عشق مدرسه ای ات: اله هیونجین: باشه پس من برم گر...

🟤پزشکیان: از روزی می‌ترسم که خدا از من سوال کند که چه‌ کار ک...

پارت سوم: قفسِ آهنیکلاس هنوز آروم بود که یهو صدایِ باز شدنِ ...

ترکم نکن

اسم: عشقی گمشده در تاریکی جنگل ... پارت ۱۷ ،(زبان راوی )در ق...

اینو نوشتم اما نه شبیه چیزی که خواسته شده یه سناریو عاشقانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط