با منی اما نفهمیدی که تنهاتر شدم

با منی اما نفهمیدی که تنهاتر شدم
گریه کردم فکر کردی زیر باران تر شدم

شب به شب بی خوابی و سردردهای بی کسی
قرص خوردم پشت هم محتاج خواب آور شدم

گفته بودی دوستت دارم ولی برعکس بود
حرف چشم و خط لب های تو را از بر شدم

جوجه ی یک روزه ای بودم که در دستان تو
با نوازش های دل سوزانه ات پرپر شدم!

از غرور رو به تاراجم نمانده هیچ چیز
کشوری مستعمره بی شاه و بی لشکر شدم!

باز باران آمد و دلتنگی ام را گریه شست
باز باران آمد و من زیر باران، تر شدم
دیدگاه ها (۱)

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.part ¹Season:¹....

سلام بچه ها ....پس از سال ها پارت شب بی پایان **************...

رمان انتقام ازدواج کامل

چند پارتی بازی ممنوع

Part:3💫کانوسا بیخیال افکارش شد و به جایی که قرار بود سیغه ی ...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 1 | صفحه‌ی اولسئول هیچ‌وقت واقعاً ساکت نمی‌شد.حتی...

بامنی اما نفهمیدی که تنهاتر شدمگریه کردم فکر کردی زیر باران ...

بامنی اما نفهمیدی که تنهاتر شدمگریه کردم فکر کردی زیر باران ...

بامنی اما نفهمیدی که تنهاتر شدمگریه کردم فکر کردی زیر باران ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط