{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بامنی اما نفهمیدی که تنهاتر شدم

بامنی اما نفهمیدی که تنهاتر شدم
گریه کردم فکر کردی زیر باران تر شدم
سهم تنهایی من یک پاکت سیگار بود
سوختم آهسته تا همرنگ خاکستر شدم

شب به شب... بی خوابی و... سردردهای بی کسی...
قرص خوردم پشت هم محتاج خواب آور شدم
گفته بودی دوستت دارم ولی برعکس بود
حرف چشم و خط لب های تو را از بر شدم
جوجه ی یک روزه ای بودم که در دستان تو
با نوازش های دل سوزانه ات پرپر شدم!

از غرور رو به تاراجم نمانده هیچ چیز
کشوری مستعمره بی شاه و بی لشکر شدم!
باز باران آمد و... دلتنگی ام را گریه شست
باز باران آمد و... من زیر باران تر شدم
دیدگاه ها (۱)

من هوایی شده ام سربه هوا راه نرواینهمه با طرب و ناز و ادا را...

هرگز نکشم منت مهتاب جهان را تاریکی شبهای مرا روی تو کافیستاز...

فرمان بدهی کاخ زاحساس تو سازمدستور دهی نور ز الماس تو سازممن...

قول دادم به کسی غیر تو عادت نکنماز غم انگیزی این عشق شکایت ن...

پارت ۷ – حقیقتی که زیر خاکستر مانده بودزمان: ساعت ۹:۳۰ شبمکا...

نمیبخشمت p.13

نور ملایم اتاق روی صورتش سنگینی می‌کرد. لبه تخت نشسته پاهاش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط