🥀 Angel & Demon 🥀

پس از شورشی که سال پیش بوجود اومد ، نایتمر قدرتش رو از دست داد و برادرش اسپریت بلاخره به زمین اومد همه چیز رو به نایتمر گفت و اسپریت به جای نایتمر به مقابله با شورشی ها پرداخت و پس از اون هم دیگه به سر زمین خودش برنگشت و پیش برادرش موند .
اوایل نایتمر که دیگه قدرتش رو از دست داده بود و همون مارتین گذشته شده بود به برادرش زیاد نزدیک نبود ولی الان هیچ راضی نبود که بینشون باشه .. هیچ راضی به جز یکی ...


مارتین قبلا حاکم سرزمین تاریک بود و یک شخصیت دارک داشت که اون هم بخاطر طلسم بود و ناگهان طلسم اون پس از یک جنگ بین سرزمین ها از بین رفته بود و مارتین بعد از اون از حکومت انصراف داد و هیچکس دلیلش رو نمیدونست . اسپریت به شدت کنجکاو بود و دلش میخواست از این راز سر در بیاره پس دلش رو به دریا زد و سوالش رو پرسید :
_ مارتز ؟ چه اتفاقی توی اون جنگ افتاد که بعدش حکومت رو ول کردی ؟؟
مارتین از این که مارتز صداش بزنن بدش میومد ولی چیزی نگفت .
+ چرا یهو پرسیدی ؟
_ هی برو (bro) میدونی که من زیادی فوضولم ؟
+ این راز رو به گور ببر
_ من هر چی باشم دهن لق نیستم
+ درست میگی . خب راستش توی اون جنگ برادر ناتنیم میکائیل بال هاش رو از دست داد و پسرم مایک تقریبا داشت میمرد ...
من با الهه طبیعت یه معامله کردم .. جون پسرم در ازای کناره گیری از حکومت و محافظت از فرزندانش..
_ وایسا ببینم !!! تو اژدهای بی طرف نیستی !!! تو تو ساید فرشته ای !!!
+ درسته
_ وادافاک... تو یه نیمه اهریمنی که تو ساید فرشته اس !!!
+ میدونم دور از منطق هستش ولی ...
اسپریت حرفش رو قطع کرد و جیغ زد
_ وادافاک یعنی تو هم مثل من یکی از خدمتگزاران ارتمیسی !!!! 😃😃😃
+ صبر کن !! تو هم ؟؟
_ اره منم 😃 راستش من یجورایی جاسوس بودم و یهو بانو گفت بیام بجات توی نبرد و بعدش گفت بمونم 😃
+ یعنی تو بخاطر حس برادرانه و این کوفت و زهرمار ها نیومدی بخاطر بانو بود ؟؟
_ اره ، راستی بانو گفت یه چیزی بهت بگم
+ چی ؟
_ گل قراره بدرخشه !!


پی نوشت : اژدهایان کسانی بودن که ارتمیس پس از تبدیل شدن به یک نیمه الهه / شیطان بهشون قدرت داده بود تا تعادل طبیعت رو حفظ کنن و نزارن موجودات جادویی به انسان ها اسیب بزنن . اژدهایان اصولا خاکستری اند و سایدی ندارند . در واقع اون ها صلح طلب اند . عده کمی از اژدهایان ساید داشتند و نمونه از اونها اژدهای سرخ و سیاه بودند . اژدهای سرخ در ساید اهریمن . اژدهای سیاه در ساید فرشته...
راوی ( moon shadow) : راز

این پارت رو ساعت ۴ و نیم صبح نوشتم و امیدورام اگر چرت بود درک کنید
سوالی بود در خدمتم عشقا 😘
بوراهه 💜
- JIHOO8 💜💙

*عکس پارت کیم یوگیوم هستش که در فیک نقش اسپریت رو داره
دیدگاه ها (۰)

the end-part 1

^فرشته ای در قلمرو دشمن^part:1 ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۸۳خودشو عقب کشید و به تهیونگ ...

بعععععله کاملا درست می فرمایند !!!که قبلانم توضیح دادم , این...

اگر بخوام غیر از گرونی چیزی بگم که دلم رو گرم کنه از چشم‌های...

اخرین دعا 34

زیبای کوچک فریبکار

رمان:هرگز ترکت نمی‌کنمپارت ۳ ( پارت آخر)ا.ت رو آوردن. طلسم ش...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 7۹از اتاق خارج شدن ک...

رمان اسیر خان پارت هفتم 7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط