عاشق شدن part⁵⁷

ا.ت
نشسته بودم رو کاناپه و انقد عصبانی بودم ک حتی اشکم نمیومد. اون فقط ی دختر بازه. نباید بهش اعتماد میکردم پسره ی عوضی اگ دوسم نداشت بهم میگفت چرا اینکارو باهام کرد. جونگ کوک هم جرعت نمی‌کرد حرفی بزنه فقط نشسته بود و نگا می‌کرد
(بچه ها از این ب بعد علامت اون کوکی ک قاتل و پیدا کرد اینه🌪)
🌪:ا.ت.....
ا.ت:هیچی نپرس
اونم ساکت شد همونجوری نشسته بودیم ک زنگ خونه زده شد
🌪:من میرم درو باز کنم

ویو تهیونگ
در زدم و جونگ کوک در و باز کرد‌
تهیونگ:ا.ت کجاس
🌪:داخله
رفتن داخل خونه و دیدن ا.ت نشسته رو کاناپه. اوفف آخه من چجوری تورو ناراحت کردم
تهیونگ:ا.ت
ا.ت:از اینجا برو. نمیخوام ببینمت.
تهیونگ:چجوری برم وقتی عشقم اینجاس
ا.ت:هه. خجالتم خوب چیزیه. تا چن ساعت پیش تو بغل اون عنتر بودی الان اومدی اینو میگی
تهیونگ:ا.ت بزار توضیح بدم
ا.ت:اینکه بدون پیرهن تو بغلش خوابیده بودی نمیتونه هیچ توضیحی داشته باشه
تهیونگ:ا.ت اینکارو نکن
ا.ت:کدوم کار و نکنم هاااا. *داد
ا.ت:مگ ت نبودی ک رفتی تو بغل یکی دیگ خوابیدی ، مگ ت نبودی ک وقتی من تحقیر شدم از یکی دیگ دفاع کردی. ، مگ ت نبودی ک وقتی تنها بودم پیش یکی دیگ بودی.*بلند
تهیونگ:ا.ت داری اشتباه میکنی
ا.ت:اره دارم اشتباه میکنم. فک میکردم واقعا دوسم داری. ولی برات ذره ای اهمیت ندارم. *گریه و داد
ا.ت:حق با لیندا بود. ت دوسم نداشتی و نداری و نخواهی داشت. برو با کسی ک لیاقتتو داره
تهیونگ:ا.ت من تورو دوس دارم بفهم*بلند

❤️🔚🩶
💬🗯💬
دیدگاه ها (۴)

سناریو بی تی اسوقتی برات قلدری میکنن بعد می‌فهمن افسردگی گرف...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

پارت ۴ (سرنوشت)

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط