P²:

P²:
ا.ت:من؟..چکاری؟
جیمین:لوکیشین‌برات‌میفزستم‌برو‌خونه‌ی‌من‌ بهم ریخته اس هرچیزی که از پارتی مونده رو جمع کن
ا‌.ت:پارتی؟..
جیمین:بعدا برات توضیح میدم اگه اونجا بودی و صدای در شنیدی که کسی وارد خونه شد یجای مطمئن قایم شو کسی نبینتت تأکید میکنم وگرنه برای خودت دردسر میشه...
ا.ت:من من نمیتونم اگ
جیمین:باید انجام بدی.. لطفاً تا نرسیدن برو زود
جیمین گوشیش رو به سمتم گرفت
جیمین:شمارت رو بزن لوکیشن و رمز در رو بفرستم برام
شمارم رو زدم میکاپ جیمین که تموم شد به طرف کیفم رفتم برداشتم رفتم سمت درخروجی که چند نفر جلومو گرفتن
ا.ت:چیکار‌میکنین؟ کار دارم باید برم!
+مگه شما میکاپ آرتیست نیستین پس توی طول ساخت ای موزیک ویدیو باید باشین اینجا ممکنه میکاپ آقای پارک لازم به تمدید شدن داشته باشه.
ا.ت: دستیارم اینجا هست بلده انجام میده کار ضروری دارم در ضمن به آقای پارک اطلاع دادم
دساشونو کنار زدم و به سمت ماشینم رفتم و به سمت لوکیشنی که جیمین برام فرستاده بود حرکت کردم.
(پرش‌زمانی‌به‌وقتی‌که‌ا.ت‌به‌خونه‌جیمین‌میرسه)
از ماشین پیاده شدم..سمت خونه رفتم رمز در ور وارد کردم .. وارد خونه شدم...
ا.ت:چیییی؟من الان ان همه اشغالو چجوری جمع کنمممم؟؟😑
از مبل ها شروع کردم..حدود 40تا 50تا شیشه ویسکی بود خونه بوی افتضاحی میداد به طرف آشپزخونه رفتم و توی کابینت ها دنبال پلاستیک زباله گشتم..توی کشوی یکی از کابیت ها دیدم برداشتم و هرچی اشغال بود رو ریختم داخل پلاستیکا به طرف اتاق یکی از اتاق ها رفتم تا یه عطر یا ادکلن بزنم توی خونه این بوی بدی که داشت بره در اتاق رو باز کردم..خوبه حالا اتاقش تقریباً منظم بود ادکلنی که رو میز کنار تخت بود رو برداشتم چ بوی خوبی داشت پنجره هارو باز کرده بچدم که هوا کمی عوض یشه حالا پنجره هارو بستم و تا تونستم از ادکلن توی خونه خالی کردم...اینم تلافی اینکه از من کار میکشه...بعد هم اشغال هارو همرو بردم بیرون در خونه رو بستم میخواستم با پلاستیک اشغالا سمت سطل زباله برم که ینفر گفت:
+یلحظه وایستا خانم
قلبم داشت میومد توی دهنم ینی کمپانی بود؟دید من از خونه اومدم بیرون بیچاره شدم که..
شرط‌پارت‌بعد like ¹⁰ تنکس🍷>>
دیدگاه ها (۰)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_63وسایل هارو داخل پلاستیک گذ...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

Forbidden love⑥کوک: بیا یه لحظها/ت: باید برمبی‌اغتنا به حرفش...

همسر غیره منتظره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط