#سقای_آب_و_ادب

#سقای_آب_و_ادب
#قسمت_ششم


🌱 عصر روز نهم محرم است.

🌑 شمر به عمر سعد می گوید: چه می خواهی بکنی با این قوم؟

🌒 عمر سعد پاسخ می دهد: جنگی می کنم که کم ترین مرتبه ی آن جدا شدن سرها از بدن ها باشد و دست ها از پیکرها.

🌓 شمر می گوید: نمی توانی. گمان خطا می بری.

🌔 عمر سعد با تعجب می پرسد: چرا؟

🌕 شمر می گوید: برای این که عباس در میان آن ها است. من عباسی می گویم و تو می شنوی. ولی تو چه می دانی که عباس یعنی چه؟

🌖 عمر سعد با لرزشی در صدا می گوید: چه نفعی می بری از این که دل مرا خالی کنی؟



🌑 شمر می گوید: به دنبال نفع تو هستم. من در چنگ صفین بودم و دیدم که عباس با سپاه معاویه چه کرد. خبرش بعدها همه جا پیچید، ولی من خودم شاهد صحنه بودم. همین قدر بگویم که لشکر دشمن به تحسین جنگاوری اش فریاد می کشید، چه رسد به جبهه ی دوست.

🌒 شمر تأکید می کند: عباس در آن زمان سیزده ساله بود و اکنون سی و پنج ساله است.

🌓 عمر سعد می گوید: هر چقدر هم که عباس قدر قدرت باشد، یک نفر است. غافلی که چند هزار سپاه از کوفه و شام و عراق به این جا گسیل شده است؟

#یارب_به_فضل_واحسان_تغییرده_قضارا #و_أکثروا_الدعاء_بتعجیل_الفرج_فإن_ذلک_فرجکم #بخوان_دعای_فرج#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است#حیا#حجاب#اللهم_لعن_سقیفه#اللهم_لعن_الجبت_و_الطاغوت #با_ادب_باشیم #صلوات #مناجات #زندگی_خوب #انتقام_سخت #رمضان #عکس_نوشته #بخون #تلنگر #مهدویت #فاطمیه #مذهبی #شهادت #شهدا #محرم #غدیر #ولایت #امامت #قرآن_کریم #برائت #تولی #ظهور #دعای_فرج #هنر_زندگی #اهل_بیت #ثقلین #رافصی#علمدار_نیامد #اربعین #زیارت #فرهنگی #تربیتی #ویسگون #نور #ظلمت #وحدت #حدیث #شبهه#ashura #ما_بیخیال_سیلی_مادر_نمیشویم #علی_علی
🆔@bagheban
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

نخودی گفت لوبیائی راکز چه من گردم این چنین، تو درازگفت، ما ه...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

گردهمایی جانفدایان

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

پیروان حق ....

🖤 OBSESSION | وسواس پارت پنجم: فقط تا طلوع آفتابساعت ۲:۴۰ با...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

رقص مرگ و عشقp¹⁴درِ اتاقِ کار با صدایِ تلخی بسته شد. اتاقِ ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط