رمان:)مجنون تر از من:)پارت۲۱

رمان:)مجنون تر از من:)پارت۲۱

ارسلان:دیانا بسه من از اون دختره متنفرم اگه بمیره خوشحال میشم بعدشم چرا کات تو مگه به شقایق نگفتی من ارسلانو دوست دارم

دیانا:......

ارسلان:لال شدی بگو

ممد:رفتم پایین دیدم ارسلان داره سر دیانا داد میزنه رفتم پایین یه کتکی زدمش

دیانا:ممد نزنشش

ممد:داره سرت داد میزنه

دیانا:باشه این کار همیشگیمونه

ممد:هوففف باشه

ارسلان:اخخخخخخ دیانااااا

دیانا:جانم

ارسلان:چقدر دستش سنگینه

دیانا:رفتم بغلش کردم ببخشید
ارسلان:میگم خاکسپاری کِیه

دیانا:خاکسپاریه کی

ارسلان:من

دیانا:دیوونه

ارسلان:اره من دیوونه

دیانا:یه بوس بده

ارسلان:باشه
میفهمیدم میخواد لپم رو بوس کنه یه دفعه صورتم رو اوردم روبه روش

دیانا:عههههه زشته جلو بقیه

ارسلان:اصلانم زشت نی زنمی دیگه

دیانا:بزار عقد بکنیم بعد بگو زنمی

ارسلان:چشم
دیدگاه ها (۰)

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

Love and the moonPart28وارد شرکت شدیم کوک دستم محکم گرفته ب...

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

تکپارتی جونگ کوک

چهار بعدازظهر بود و تو دقیقاً جلوی پیست اسکیت روی یخ ایستاده...

دخترک مغرور🧬♥️پارت ۹۴arslwnرسیدیم خونه ممد : ارسلان بیا قرصا...

#پارت_۵۲#ناشناخته_ی_من_تا_ابد_بمان متین : باو شوخی کردم بی م...

یک اغوش گرم پارات۴

ارسلان: دیانا خوبی قربونت برم؟ دیانا: آره فقط یکم حالت تهوع ...

roman

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط