ویو جیا

ویو جیا
ب ادامه فیلم توجه کردم
که
کوک: خفش کن: ( داد
جیا: نمیخوام
ته: جرا داد بیدا کردین سر صبح
جیا : میخوام فیلم ببینم نمیزارهه بی فانوسس
کوک: دختره بی ادببب
حیا: تو خوبییی
کوک: شک نکن
ته: خفه شید
کوک:..
گوشی کوک زنگ خورد
کوک: هااا.ساعتوو دیدی الات وقت زنگ زدنههه
_: .....
کوک: باشه بابا امدممممممم
قط کرد
ته: کجا
کوک: کار دارم
ته: خب
جونگککوک خارج شد
ته؛ بریم‌امارت؟
جیا: اوکی
با تهیونگ رفتیم عمارت رفتم اتاقمو تا ساعت ۳ بعد از ظهر سر گرم کردم خودمو جون اخر هفته بود هیچ بنی بشری تو عمارت نبود جز منو تهیونگ
از اتاق خارج شدم از پله ها پزیراییو نگا کردم ولی کسی نبود
رفتم سمت اتاق تهیونگ
دیدگاه ها (۴)

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت🖤 پارت ۶ | «جیا و اتاق ممنوعه» 😂...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟐 ⊹˚₊𐙚🎀💗 ویو آت | تماس تصویری با جیا ...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

الماس زیبای من part¹⁰- رفتم سمت تهیونگ وگفتم که این  سه تارو...

پری کوچولوی منپارت ۸ویو روز عقدته: توی محضر بودیم کوک دستمو ...

Part "67"☆ویو تهیونگ☆بعد از جلسه با جونگ‌کوک، تمام مسیر برگش...

معامله33جونگ‌کوک با شیطنت لبخند زد.«شوخی کردم... من نمیام. م...

Cruel Love.پارت ۳ویو آنجلینا :. صبح زود بیدار شدم و خوابم نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط