+ بهـم گــفـت سنـگـــدل :)

+ بهـم گــفـت سنـگـــدل :)
- چـــرا ؟؟؟؟
+ چون میخواســت کمـکـش کنــم که بــه عشقـش برســه ...
- وااااااا یعنی توقع داشت به عشـقت کمــک کنــی که بــه عـشقـش برســه ؟؟
+ آره
- حالا چــرا انقــدر ناراحــتی ؟؟
+ کـاش بهش کمــک می کردمْ که بــه عشقش برســه ...
- چراا ؟؟ مــگه دیـوونه شدی ؟؟؟
+ آخــه خوشحــالی و خوشـبختـیش آرزومـــه چــه با مــن چــه با هــمون عشقش ...
- دیــونه شــدیـاااا
+ تــوامْ جــایِ مـَن بــودی دیــوونه می شــدی :)
.
.
•
دیدگاه ها (۱۸)

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

spanish girl: 11

بادیگارده شخصی من پارت ۲

پارت ۲۴ وارد خونه شدیم. داداشم هنوز داشت درباره‌ی مهمونی سؤا...

" ویو لیا " وقتی اب‌پاشید روی صورتم تازه چشمامو باژ کردم و د...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش دوم_"دوست دارم سوروس"دوبا...

https://wisgoon.com/kookjkooo‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌بودن تو برای ...

The White Midnight** — نیمه‌شبِ سپیدPart:4کوک:خب دیگه حالا م...

رمان اسیر خان پارت هفدهم ۱۷

در خواستی یاندره از کازوتورا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط