{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز که پیغمبر(ص) در گرمی تابستان

یک روز که پیغمبر(ص) در گرمی تابستان
همراه علی (ع) ، می رفت در سایه ی نخلستان ...

دیدند که زنبوری از لانه ی خود زد پر
آهسته فرود آمد بر دامن پیغمبر (ص )

بوسید عبایش را ، دور قدمش پر زد
بر خاک کف پایش ، صد بوسه ی دیگر زد ...

پیغمبر (ص) از او پرسید :آهسته بگو جانم !
طعم عسلت از چیست ؟
هر چند که می دانم !

زنبور جوابش داد : چون نام تو می گویم ...
گل می کند از نامت صد غنچه ی پنهانم

تا نام تو را هر شب چون گل به بغل دارم هر صبح که برخیزم ، در سینه عسل دارم

از قند و شکر بهتر ، خوشتر ز نبات است این ...
طعم عسل از من نیست ، طعم صلوات است این !


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم !
دیدگاه ها (۵)

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

می‌گفت:دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن بادکنک...

🌹بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ🌹اللّهُمَّ صَلِّ عَلی ...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط