{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز که پیغمبر، در گرمی تابستان

یک روز که پیغمبر، در گرمی تابستان
همراه علی میرفت، در سایه نخلستان
دیدند که زنبوری، از لانه خود پرزد
آهسته فرود آمد، برشانه پیغمبر
بوسید عبایش را، دور قدمش پر زد
بر خاک کف پایش، صد بوسه دیگر زد
پیغمبر از او پرسید، آهسته بگو جانم
طعم عسلت از چیست؟ هرچند که میدانم
زنبور جوابش داد، چون نام تو میگویم
پر میشود از نامت، صد غنچه به کندویم
از قندو شکر بهتر، خوشتر ز نبات هستی
طعم عسلم از توست، طعم صلوات هستی...
عید مبعث حضرت رسول مبارک
دیدگاه ها (۱۳)

#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم 🌸 یک روز که پیغمبر ...

یک روز که پیغمبــردرگرمی تابستانهمراه علی می رفتدرسایه ی نخل...

طعم #صلواتیک روز که پیغمبر(ص)از گرمی تابستانهمراه علی می رفت...

﷽؛❄️ شعر کودکانه #طعم_صلوات💕 یک روز که پیغمبر ، از گرمیِ تاب...

یک روز که پیغمبر در گرمی تابستان همراه یاران رفت در ...

یک روزکه پیغمبردرگرمی تابستانهمراه علی می رفتدرسایه ی نخلستا...

یک روز که پیغمبر در گرمی تابستان همراه علی میرفت در سایه...

یک روز که پیغمبر(ص) در گرمی تابستان همراه علی (ع) ، می رفت د...

یک روزکه پیغمبردرگرمی تابستانهمراه علی می رفتدرسایه ی نخلستا...

شعر زنبور عسل و پیامبر (ص) یک روز که پیغمبــردرگرمی تابستانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط