{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کمی با شک نگاهم کرد، ولی سرش رو تکون داد و گفت: – ببخشید

کمی با شک نگاهم کرد، ولی سرش رو تکون داد و گفت: – ببخشید ولی من نمیتونم، کار درستی نیست آدرس رو بهتون بدم، ممکنه بعدا شاکی بشن که چرا آدرس رو دادم. چند لحظه ای به چشمانش نگاه کردم، با صدای بمی گفت: – آدرس اون خانم رو بدید، قصدم کمک کردن به ایشونه، مطمئن باشید هیچ کس از شما شاکی نمیشه. ».باشه «: دختر چند لحظه ای نگاهم کرد و درهمون حالت گفت دوباره در مطب رو باز کرد و رفت داخل. چند دقیقه بعد با یه کاغذ توی دستش بیرون اومد و کاغذ رو به طرفم گرفت و گفت: – اگه می تونید کمکشون کنید، دختر خیلی خوبیه، خیلی وقته این مشکل رو دارند، کسی رو ندارند که کمکشون کنه. سری تکون دادم کاغذ رو گرفتم، با حالت عادی گفتم: – اگه کاری از دستم بر بیاد براشون انجام میدم …لطف کردید آدرس رو دادید … – خدا نگهدارتون… خداحافظی آرومی کرد و رفت به سمت واحد خودم برگشتم و در همون حال، کاغذ رو هم می خوندم. نام بیمار:” مهربانو کیانمهر”.
مهر بانو، چند بار اسم رو تکرار کردم، یعنی خودش بود؟! اگه خودش باشه، چطور به بقیه خبر بدم اونم با وضعی که داره. چند لحظه ای چشمام رو بستم و سعی کردم تمرکز کنم. ولی زود بازشون کردم، اتفاقات خوبی تو راه نبود . . ولی مجبور بودم به وظایفم عمل کنم ، می تونستم طوفانی که توی راهه رو حس کنم پس کتم رو برداشتم، بعد از خاموش کردن چراغ ها از مطب بیرون اومدم، باید به بیمارستان سر میزدم. راه بیمارستان دور بود، مطمئنا با ترافیک آخر شب یک ساعتی رو باید بیرون میگذروندمدکمه خاموش سیستم رو زدم، نیاز به آرامش داشتم، نمیخواستم هیچ صدایی دور و برم باشه .حتی شیشه های ماشین رو هم باز نکردم. اگه همه چیز حقیقت داشته باشه، چطور باید به پدر خبر میدادم، همین کلافه ام کرده بود


https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%db%8c%d8%af%d9%87-%db%8c-%d8%af%d9%84-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7/
دیدگاه ها (۱)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³⁰ویو: جونگ‌کوک«من تصمیمم رو گرفتم...

برده عمارت جئون

لبخند قاتلپارت⁴⁶ویو جونگ‌کوکماشین توی خیابون‌های خلوت حرکت م...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁴هم از اینکه حالش خوب بود،یه جور عجیبی...

#in_your_eyespart_9۳ویو کوکلبخند کمرنگی روی لبم نشست:آرهکایل...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

Forbidden Weakness ضعف ممنوعهفصل دومp.13 (روایت از زبان جونگ...

چرا خیلیامون فیلم انگلیسی رو راحت می‌فهمیم ولی موقع حرف زدن لال می‌شیم؟

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆    ۱۰ پارتچند لحظه به تهیونگ ...

رمان: تا وقتی که عاشقت بشم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط