~⚡یه وقـتایی باید از دسـت بدی تا قدر بـدونی؛

~⚡یه وقـتایی باید از دسـت بدی تا قدر بـدونی؛
دقیـقا همون موقـع که دیگه زنگ نمـیزنی صداشو بشنـوی
دیگه انقـدر دلتنگ نمیـشی که بری از نزدیـک ببینیـش
انقـدر بود و نبـودش برات مهم نیسـت
همون موقـع که دنبال یه آدم جدیـدی تا جایگزینـش کنی!
باید از دسـت بدی تا بفهمی شنیـدن صداش
برات مثـل این میمونـد که
کلی آرامـش تزریـق میکردن به سـلولای بدنت
بفهمی وقتی از دستـش بدی هر لحـظه دلتنگش میشـی
و هرلحظه منتـظری یکبار هم که شده از نزدیک ببینـیش
بفهمـی تو محتاجی به بودنـش و میمیری با نبـودنش
و بفهمی هیچ آدمـی روی کُره زمین نمیتونه جای خالیـش رو پر کنه
و هیچـکس برات " اون " نمیشه ‌=)
دیدگاه ها (۰)

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 26یک هفته دیگه گذشت و رینا هنوز به هوش نیومده...

سوگند خون و برف -—“Oath of Blood and SnowPART:3 ــــــــــــ...

وقتی...(پارت ششم)

بخش دوم part 62تهیونگ« داداشی؟ شاید این سوال یکم شخصی باشه و...

the end-part 3

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "29""ویو جئون آنجلینا"" • ...

Enemys Embrsce [ part 40]

part 58کیم‌ویا.ت: جیش دارمخنده مردونه ای کرد آروم گفتتهیونگ:...

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

رمان اسیر خان پارت چهاردهم ۱۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط