الاغ عاقل !!

الاغ عاقل !!
كشاورزی الاغ پيری داشت كه يك روز اتفاقی به درون يك چاه بدون آب افتاد ! كشاورز هر چه سعي كرد نتوانست الاغ را از درون چاه بيرون بياورد ! پس براي اين كه حيوان بيچاره زياد زجر نكشد ، كشاورز و مردم روستا تصميم گرفتند چاه را با خاك پر كنند تا الاغ زودتر بميرد و مرگ تدريجی او باعث عذابش نشود ! مردم با سطل روی سر الاغ خاك می ريختند ، اما الاغ هر بار خاك های روی بدنش را می تكاند و زير پايش مي ريخت و وقتی خاك زير پايش بالا می آمد ، سعی می كرد روی خاك ها بايستد ! روستايی ها همين طور به زنده به گور كردن الاغ بيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا آمدن ادامه داد تا اين كه به لبه ی چاه رسيد و در حيرت کشاورز و روستائيان از چاه بيرون آمد !
مشكلات مانند تلی از خاك بر سر ما می ريزند و ما همواره دو انتخاب داريم : اول اين كه اجازه بدهيم مشكلات ما را زنده به گور كنند و دوم اينكه از مشكلات سكويی بسازيم برای صعود !
دیدگاه ها (۳)

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت ششمآن شب، کوک چند بار کاغذ را ا...

پارت هشتم: پیمان در تاریکیصبح هنوز کامل طلوع نکرده بود.مه غل...

𝖕𝖆𝖗𝖙6جشن تمام شد، اما شبِ مارال تمام نشد.وقتی به اتاقش برگشت...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

هم‌سلولی خطرناک(part1) دیوارهای سلول مثل پوستی بودند که سال‌...

تک‌پارتییی جدید از سوکجینییی به قلم لینا؟؟صدای باران با صدای...

حتی گل‌ها هم می‌دانستPart 2ماه در آسمان مانند جواهری می‌درخش...

🍷 Red Wineپارت ۲۶ — علامتماشین با سرعت از جاده‌ی خیس دور می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط