roman._.loveintime's profile picture

roman._.loveintime's profile picture
roman._.loveintime #پارت۱۳
ملیسا:هوووی خره پاشو خودتوجمع وجور کن ببینم انگار صد ساله ندیدش خوبه تا همین دیروز ور دلش بودیاا😒
+به تو چه اصلا دوست دارم مشکلیه؟؟ ملیسا:نوچ نوچ نوچ بابا خجالت بکش با اون هیکل گندت من باید بهت بگم سلام کن ؟؟😠
+به کی؟؟!!!
ملیسا:به عمه من😐....یعنی تو واقعا این همه ادمو نمیبینی اینجاااا😖
بااین حرفش تازه یاداون جمع شلوغ افتادم،برگشتم و با یه گله ادم روبرو شدم که داشتن نگام میکردن یهو دست پاچه شدم و گفتم:اااممم،سلام بچه ها،چیزه،ببخشید من،ااممم یه کم ذوق کردم یادم رفت اصلا شماهم اینجایین😓
بعد از تموم شدن حرفم صدای اون یشیم گوساله اومد که گفت:عیب نداره جونم ما به این گاو بازیای تو عادت کردیم،این دوستانم براشون عادی میشه عشقم تو راحت بااش😐
داشتم چپ چپ بهش نگاه میکردم که یکی از دخترا بلند شد و اومد سمتم گفت:سلام عزیزم من بارانم،تو هم باید کیانا باشی ☺
یه نگاهی به دختره انداختم ،قیافه معمولی داشت رو بهش خیلی عادی گفتم:سلام بله خودمم
باران:تعریفتو زیاد از کیان شنیدم ،از دیدنت خوشحالم
با این حرفش ابروهام بالا پرید،کیااان؟؟؟...حرف منو پیش این دختره زده؟؟؟؟
برگشتم و با تعجب به کیان نگاه کردم بیشعور ابرو بالا مینداخت دارم براش،برگشتم و به دختره که هنوز منتظر رو بروم ایستاده بود گفتم:منم همینطور
بعد از اون یکی یکی بابچه ها احوال پرسی کردم تا رسیدم به چند نفر اخر چشمم که بهشون افتاد وااااای خدااای من باورم نمیشه یعنی دارم درست میبینم...🙊 #loveintime
دیدگاه ها (۱)

عشق پنهان در جادویی تاریک پارت ۲پرتش کردم سمت هیولا و رفتم س...

هعی بچه ها نیاز به درد و دل دارم باهاتون😭نمیدونم بهتون گفتم ...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۳۰مروارید با دهن باز و چشمای گرد ...

حاجی امروز رفتیم خونه دوست مامانم😐بهتون گفتم که میرم...بگذری...

From Enmity to Love

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 016"""""""""""""""""""""""""""""""...

P²⁸The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

My lovely neighbor part : 66

چند پارتی جیمین.وقتی خیانت می‌کنه...حالا اروم تر شده بودم،یا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط