#پارت۱۶

#پارت۱۶


رییس مافیایی من⛓🖤❤️‍🔥

دست هاشو رو روی دوتا دسته صندلی گذاشت ل.ب.م.و ب.و.س.ی.د « خودتون دیگه میدونید چرا سانسور میکنم»
وقتی این کار رو کرد تو شوک رفتم

تهیونگ: خوب صبحانم رو خوردم نوش جانم بای

تا آمدم چیزی بگم درو بست و رفت و من هنوز تو شوک بودم که چرا باید این کار. و انجام بده خدایا گیر چه آدمی افتادیم اه گشنمههههه وای

ا/ت: ببینم اینجا کسی نیست که چیزی بیاره من بخورم هووووی کسی نیست {با داد}

وقتی که دیدم کسی نیست تسلیم شدن رو انتخاب کردم و خوابیدم اما بعد از مدتی با صدایی از خواب پریدم فکر کردم تهیونگ هست

ا/ت: هی تهیونگ من گشنه هستم یه چیزی بیار بخورم احمق

اما بعد از اینکه بیشتر. توجه کردم متوجه شدم که اون تهیونگ‌ نیست اون بادیگاردش هست

ا/ت: وای چه خوب بالاخره یکی پیدا شد چه عجب بین من خیلی گرسنه هستم میشه یه چیزی بیاری من بخورم خواهش میکنم من خیلی گشنمه توروخدا

اما وقتی یکم دقت کردم دیدم که. حالش دست خودش نیست مثل اینکه یه .چیزی خورده مثل م...ش...ر..... و ....ب و....که م...س...ت شده با حالت بدی بهم گفت

بادیگارد تهیونگ: هی بیبی چطوره که امشب در اختیار من باشی هوم؟
ا/ت: هی داری چی میگی برو گمشو اونور وای

تا آمدم که نزدیکم بشه یهو یه صدای آه امد وقتی که چشامو که از ترس بسته بودم باز کردم دیدم که اون کسی که زده بود تو صورتش تهیونگ بود

تهیونگ: گمشو بیرون تا بعدا به حسابت برسم احمقق«با داد»

بعد از اینکه اینو گفت برگش سمت من

تهیونگ: می‌دونم خیلی ترسیدی ولی اروم باش ببخشید که رفتم حالت خوبه

وقتی که دید جوابی نمیدم امد جلو و.......

ادامه دارد
دیدگاه ها (۰)

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

سناریو کنما تک پارتی

تکپارتی جونگ کوک

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

My Boy❄

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط