سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۵

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۵
‌
دامیان با یک حرکت سریع، سایه‌ای را که در گوشه‌ی تاریک سالن بود شناسایی کرد. این یک فرد نبود؛ بلکه چیزی شبیه به یک مرد با پوشش کاملاً سیاه و کلاهی که صورتش را پوشانده بود، اما حرکاتش بیش از حد سریع و غیرانسانی به نظر می‌رسید. دامیان کلت را بالا آورد، اما پیش از آنکه بتواند ماشه را بکشد، آن سایه با سرعتی برق‌آسا به سمت آن‌ها جهید.
‌
آنیا چشمانش را بست، اما ناگهان چیزی را در ذهن دامیان حس کرد که لرزه بر اندامش انداخت: «او... او مستقیم به سمت من می‌آید! دامیان، از من محافظت کن!» این نه فقط یک فکر، بلکه یک فریادِ ذهنی بود که از قلب دامیان برخاست.
‌
دامیان با خشم و غریزه، آرنجش را به سمت جلو پرتاب کرد و همزمان ماشه را فشار داد. صدای شلیک در فضای خانه پیچید. سایه، با ضربه‌ای که به دیوار خورد، کمی عقب رفت، اما ناگهان صدایی شبیه به پچ‌پچ‌های بی‌شماری در ذهن آنیا طنین انداخت. آنیا در میانه‌ی این آشوب، متوجه شد که این مهاجم، قدرت‌های ذهنیِ ضعیف‌تری دارد که می‌خواهد با ایجاد آشفتگی، تمرکز دامیان را به هم بزند.
‌
دامیان، در حالی که به دنبال موقعیت مناسب برای شلیک بعدی بود، زیر لب گفت: «آنیا، چشم‌هایت را باز نکن! به من تمرکز کن، فقط من!»
دیدگاه ها (۱)

آوای شب پارت ۲۵ویو نویسنده انیا بعد از اون اتفاق دیروز از ار...

007-پنهان در مه - پارت ۸۹

راز هایی که ماراا کنار هم آوردند=پارت ۳بعد از زنگ آخر، تقریب...

عشقی حقیقی

✨ **عشق سلطنتی ✨ پارت ۱۰**(عصر همان روز - عمارت دزموند 🏰)دام...

عشقی حقیقی

P31انیا‌ و دامیان‌ راه افتادن و رفتن به جشن وقتی رسیدن کلی د...

عشقی حقیقی پارت ۱۳

گل لیلیوم پارت ۵خبر مهمی دارمگروه برنده ، نفری یک استلا می گ...

پازت ۱۴بعد از مدرسه دامیال منتظره انیا هست و انیا میرسه دامی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط