اسم : چرا من

اسم : چرا من
پارت ۳۷
جئون ویو : لونا به اتاق من اومد اصلأ حالش خوب نبود ولی گفت خوبه که یهو غش کرد سریع رفتم سمتش
جئون : لونااااا... خوبی ( نگران ترسیده )
سریع لونا بلند کرد به سمت بیمارستان رفت وقتی رسید سریع روی تخت گذاشتش که دکتر اومد بالای سرش
جئون : لونا ... خوبه...( نگران ترسیده)
دکتر: بخاطر که خستگی و بیماریشون حالشون بد شده
جئون : چه بیماری
دکتر: خانم لونا یکی از بیمارها ثابت من هستن .....ایشون یک بیماری داره که گفته باید مخفی بمونه و اینکه من نمی تونم بگم بهتر خودشون بگن
جئون : چی میگی چه بیماری ( داد)
دکتر : نمی تونم بگم بهتر خودشون بگن
جئون: من عصبی نکن جواب بده
ویو لونا: چشمام باز کردم داخل بیمارستان بودم وای سرم داره گیج می ره یک لحظه صدایی شنیدم اون صدای جئون هست
لونا: جئون ( ضعیف)
جئون ویو::اون صدای لونا بود سریع رفتم سمتش
جئون : خوبی پرنسسم ( نگران)
لونا: خوبم..... چرا داد میزنی
جئون: اون دکتر میگه تو بیماری داری این درسته........
لونا روش از جئون برگردون اشک داخل چشمای لونا حلقه زده بود سعی در مخفی کردن بغضش داشت ولی نمی تونست
جئون : لونا جوابم بده
لونا: .................
جئون : جوابم بده ( داد )
لونا: ...من
دیدگاه ها (۰)

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

عاشق part²رفتم داخل خونه چراغ ها خاموش بود و روی میز غذا بود...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 7#لینو #فیکشنلونا با وحشت به مینهو ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁹ویو: اتدست جونگ‌کوک هنوز توی دست...

رمان سوم پارت بیستم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚.@ویو دازای ی...

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

《نوری در دنیای مرده ها》ویو یوناامروز باید برم مدرسه وایییی ا...

پدرخوانده فصل دو

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

پنهان عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط