پارت۶۲🍷😜

از مدرسه تا عشق♥️ پارت۶۲

بلند جیغ زدم گفتم:کمکـ. کمکـ این منحرفه منو گرفته کمکم کنید کمکم کنید میخواد منو با خودش ببره😩😩😩😩 یه دفعه مردم نگاه به بردیا کردن دیدن چه وضعیتیم زنا مرداشونو فرستادن پسرا هم بدو بدو ریختن سر بردیا یه حلقه زده شده بود همه‌شون پریدن روی بردیا * بردیا:وای کمرم** کتکش میزدن بردیا وسطش بود کتک میخورد منم فرار کردم با خنده** بردیا:همتااا همتاااا اینجا ولم نکن همتاا لطفاااا😩😩کجااا؟
وایستادم برگشتم طرف بردیا گفتم:ها چی گفتی چرا از من کمک میخوای اون دختره هست دیگه اون صدا کن ناسلامتی صاحبته😏 بردیا:گوه خووردم😩😩 من:جدی خوشمزه اس؟ بخور عشقم بخور حال کن کسی چیزی نمیگه دستمو بردم بالا بای بای کردم رفتم😏👋🏻 من:اسکل * بردیا:همتااا😩😩■■■■■■■■■■■■■■■رفتم خونه■■
من:سلام مامانی مامانم:سلام یه دور برو نگاه کرد گفت: پسره کجاس باهام رفته بودید من:اهان اون در حال گوه خوریه مامانم:چی؟؟ من:هیچی هیچی خاله و عمو کجان؟ مامانم:خونمون نشستن داشتم می رفتم دستمو گرفت گفت: باهاشون خوب رفتار کنیا من:معلومه خوب رفتار میکنم پس از ۱۷ سال یه فامیل پیدا کردم چرا خوب نباشم😜 مامان:اها رفتم تو خونه *من:سلاااااممم سلااامم به عمو و خاله عزیزم عمو:سلام دخترم خالم:سلام خانومی😍 من:چطورید؟؟؟ عمو:خوبم بابا:تو خوبی؟ خاله:خوبیم بردیا کجاست من:اع بردیا خالم:بردیا چی؟ ترسیدم محکم گفتم:داره میاد خالم:وای ترسیدم چرا انقدر بلند😰 من:ببخشید🙃 خالم:نمیدونم چرا ب دلم اوفتاده بردیا داره درد میکشه😰 اگه اون چیزیش شه زمین آسمونو به هم میریزم عمو:من که اونی که ناراحتش کرده رو نابود میکنم😡 من:واای اگه بفهمن کاری کردم که بردیا کتک بخوره کشتن منو رابطه مامان با هاشون دوباره به هم میخوره😲😲 چرا غلطی کنم؟؟ بدو بدو رفتم بیرون زنگ زدن به بردیا من:بردیا جون مامانت جواب بده؟‌■■■■■■■بردیا:آخ فکم اون مرده عجب زوری داشت ))((تلفنش زنگ خورد)) بردیا: همتا؟ چشه زنگ زده ؟ بزار جواب بدم نه نه بزار بفهمه که نباید منو اونطوری ول کنه )) ■■ من:چیی؟؟ قطع کرد؟؟؟ دوباره زنگ زد بردیا:اییش دوباره تو؟ قطع کرد من:واا دوباره قطع کردی میکشمت😡 واسامیام پیشت واسا کجاست اصلا؟؟ باید فکر کنم ببینم کجا میتونه رفته باشه؟؟2■■■■■بردیا:همتا چته آخه؟؟ ولی خدایی لز غیرتش حال کردم جوابش وای بستنی کوبوند تو صورتش ما خواستیم بستنی بخوریم شیر شیم همتا نخورده شیر شد 😂😂😂 صدای وا شدن در اومد بردیا:اون اون کیه آروم آروم داشت می اومد تو خونه بردیا چوپ وُلف برداشت یواش یواش به صدا نزدیک می شد رسید به صدا خواست چوبو بزنه تو سرش که یه دفعه بردیا:همتااا!؟؟ رومو برگردوندم گفتم:سلاام🙂👋🏻 بردیا:تو تو اینجا چیکار میکنی؟؟ چطور منو پیدا کردی؟ من:اع خوب فکر کردم فکر کردم که بردیا میتونه تو ۵ ساعت کجا رفته باشه که یادم خونت افتاد که هیچ کس نمی‌دونست این شد اومدم دنبالت بردیا:دنبالم؟ من:چرا گوشیتو جواب ندادی؟؟ بردیا:خوشم اومد من:هااااا؟؟؟، بردیا:برو خونتون من:ب ت چ؟؟ بردیا:وااا خونه منه هااا! من:خونت باشه تا تو هم نری من جایی نمیرم بردیا: من نمیام من:واا چرا؟؟ بردیا:فعلا در حال گوه خوری ام😒 سرمو بردم جلو صورتش گفتم:هنوز دلخوری🙂 بردیا:نه اصلا فقط کار دارم نمیام من: من بمیرم واست بیا دیگه عچقم بردیا:تو چرا انقدر مهربون شدی؟؟ من:هیچی هیچی؟ بردیا آروم آروم قدم قدم نزدیک شد منم قدم قدم رفتم عقب بردیا:بگوو چی شده؟؟؟ من:گفتم که هیچی همینطور که میرفتم عقب خوردم به یه چیز برگشتم دیدم مبله من: بیا بریم بردیا:چی شده **بردیا رسید بهم وایستاد *
من:هیچی به جون تو بردیا بلند جیغ زد گفت:چراااا از ترسم خواستم برم عقب رفتم محکم خوردم به مبل افتادم روش بردیا هم اومد جلو یه دستشو گذاشت رو تشک مبل یه دستشم رو شاخه های مبل صورتش روبه روی صورتم بود بردیا:چرا اینطوری میکنی؟؟ یه آب گلومو قود دادم گفتم:چون بردیا:چون؟ من:چون
دیدگاه ها (۳)

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

bts

نام رمان (عشق میان ما

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

پارت شانزده

عشق یا حسرت پارت ۲ شب رفتیم که بخوابیم که برای فردا پر انرژی...

کپشن مهمه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت دوازدهم رفتم پایین سرمو دور تا دور...

پارت ۲ :تو فکر اون دختره بودم که مامان اومد تو و کنارم رو مب...

کپشنننن🎀🌚عروسک من😈🔞پارت سی و پنجوارد اتاق شدم پیرهنش تنش نبو...

کپشن مهمههه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت یازدهم "نیکولای"تو اتاق عروسکم ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط