بانگو اسکول فصل ۲ قسمت ۵

(تو مدرسه)
امی در به در دنبال مدادش میگرده ولی پیداش نمیکنه بعد هم چویا رو میبینه و چویا هم یکی از مداد هاش رو به اون میده و میگه:ببر کوچولو مدادتو جا گذاشتی بنابراین من مدادمو بهت میدم
امی:به من نگو ببر کوچولو!
چویا:خب تو ببر کوچولو هستی دیگه
امی:نه نیستم!
چویا:چرا هستی!
امی:نه نیستم!
چویا:چرا هستی!
امی:نیستم باکاااااااااا!
چویا دهن امی رو میگیره و به سمت دیوار هولش میده و میگه:تو ببر کوچولو هستی!حالا هر چقدر میخوای به صورتم مشت بزن!
امی دست چویا رو گاز میگیره و میگه:من ببر کوچولو نیستم باکاااااااااا!!!(بعدم میدوعه و میره)
دازای:یکم زیاده روی نکردی؟
چویا:راست میگی
دازای:بعد مدرسه از دلش در بیار
چویا:اوهوم...
__________________
(بعد مدرسه تو خوابگاه)
امی روی کاناپه نشسته و بالش رو بغل کرده و با کسی حرف نمیزنه...
چویا میره پیشش میشینه و زمزمه میکنه:معذرت میخوام
امی:باکا!
چویا:...
امی:منم متأسفم
چویا:برای چی؟
امی:من همیشه تو رو اذیت میکردم ولی متوجه نبودم کی تو این مدت ازم مراقبت کرده...
چویا:من که کار خاصی نکردم😅
امی:چرا کردی
چویا:هنوزم از دستم ناراحتی
امی:باکاااااا
چویا بی خیال میشه و میره تو اتاقش تا آهنگ گوش کنه.
_______________
معذرت میخوام این پارت کوتاه شدପ꒰ ˶• ༝ •˶꒱ଓ 🌸🤍
دیدگاه ها (۳)

رمان بهترین من،پارت۲☆چویا سرشو رو زمین میزاره*گوشی چویا زنگ ...

روباه کوچولوی من پارت دو 😣꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو دازای داشت گر...

ابلیس

[•] عمارت عشق [•]Part: ²¹تو راهروی مدرسه راه میرفت، دنبال خی...

رمان سوم پارت اول ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚یک روز سرد دیگه...

Part: 11 ادامه پارت قبل=موری: آکوتاگاوا کون تو تا چند روز...

ابلیس

این قسمت گاو یوکوهاما (سناریو طنز دازای و چویا)

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆کازوتورا☆‌_این بچه کلا م...

#Escape_from_death_April29 #part4توی همین فکر بودم که....تا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط