قهر شدید پارت ۸

لیسا رفت جلو تر یکی رو دید ک اونجا بود اسمش هوسا بود اون ب لیسا گف دختر تو حالت خوبه
هوسا:حالت خوبه؟ خیلی خسته ب نظر میای بیا ب خونه من تا استراحت کنی
لیسا:من هیچی یادم نمیاد نمیدونم ک کجا هستم آب و غذا میخوام
هوسا:لبات خیلی خشک شده آب میخوری؟
لیسا:آره
رفتن ب خونه ی هوسا،هوسا خیلی زن مهربونی بود ب لیسا غذا میداد و ازش مراقبت میکرد اون ب لیسا گف تو آشنا یا دوستی داری؟
هوسا:تو‌آشنا یا دوستی داری؟
لیسا:من واقعا هیچی یادم نمیاد فقط یادمه یکی میخواست منو بکشه
هوسا تعجب کرد!!!!!! اون گوشیه لیسا رو گرف و توی تماس ها دید ک یکی ب اسم my love😍 ک ب چینی نوشته شده بود 没有咯v饿饿😍 ب اون زنگ زد و گف
هوسا:سلام
کوک:سلام بفرمایید شما؟!
هوسا:ی دختری رو پیدا کردم ک حافظه نداره و حالش خیلی بده آوردمش خونه ی خودم شماره شما توی گوشیش ب اسم مای لاو سیو بود اسمش لیسا هست شما میشناسیدش؟
کوک تعجب زده شد!!!!!
اما فک میکرد لیسا داره نقشه میکشه پس گف
کوک:نه نمیشناسم
هوسا:باشه ممنون
کوک:خدانگهدار
هوسا:خداحافظ
جیسو رف بیرون تا.........
دیدگاه ها (۳۱)

چندپارتی

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part2+کاشکی کلا امروز نیاد واقعا حوص...

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

Love you پارت دهم-ارع بد شد بود -چییی چرا ظلع زدی بهم&چقد خو...

پارت 13رمان ✨عشق مدرسه ای🇰🇷هیونجین: ملکه قلبم بغض نکن رسیدیم...

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

آخ یادش بخیر...🥺❤️انگار دیروز بود ک توی خونه‌ی پدریفیلم وروج...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

پارت دو

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت پنجم » تهیونگ بود . جونگکوک با عصبانیت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط