فیک P1.ANGEL
علامت ها : ( تهیونگ: ته ، جونگکوک: کوک) بقیه رو هم در طول فیک میگم
ANGLE
Part1
من جئون جونگکوکم و ۲۵ سالمه و من و پدرم بزرگترین مافیاهای کره هستیم
(ویو کوک:
امشب پدرم و چند تا از شریکاش به بار میریم تا با هم سر معاملات صحبت کنن و میخوام به جیمین و یونگی هم بگم بیان تا با هم بریم )
کوک: سلام جیمین
جیمین: چطوری مرد عضله ای😂
کوک: جیمین مسخره بازی در نیار امشب با بابام و چند تا از شریکاش میریم بار تو هم به یونگی بگو با هم بیاین
جیمین: ساعت چند؟
کوک: نزدیکای ساعت ۷
جیمین: یااا فک کنم یونگی خواب باشه اونموقع😂 ولی باشه
کوک: میبینمت هیونگ
( پایان مکالمه کوک و جیمین)
پرش زمانی به ساعت ۵
(ویو کوک
یه دوش ۳۰ مینی گرفتم و موهامو سشوار کشیدم و یه تیشرت مشکی و کت چرم پوشیدم نزدیک ساعت ۶ و نیم بود با بادیگاردا سوار ماشین شدم و حرکت کردم) ( لباس کوک رو میزارم)
پرش به بار
کوک: عه جیمین شی
جیمین : سلام مرد عضله ای 😂
کوک: یاا یونگیا تو ک هنوز خوابی
یونگی : ب جیمین بگو ک منو ساعت ۴ بیدار کرده
( لباس ته و جیمین و یونگی هم میزارم)
(ویو تهیونگ
من با بابام ک شریک بزرگترین مافیای کره هس توی بار داشتیم با آقای جئون حرف میزدیم ک چشام رفت سمت یه پسره خوشتیپ ک داشت با رفیقاش مست میکرد و رفتم سمتشون)
ته : سلام پسرا
کوک: تو باید پسر آقای کیم باشی درسته؟
ته : اره و تو هم پسر آقای جئون؟
کوک: اره .. خب نمیخای بشینی پیشمون
ته: چرا ک نه، خب بقیه رو معرفی نمیکنی؟
کوک: خب این پسر قد کوتاهمون جیمینه 😂( عه باز کوک دست گذاشت رو قد جیمینا😐)
جیمین : یااااا انگار یادت رفته ازت دوسال بزرگترمااا
کوک: خب اینم رفیق خوابالومون یونگیه
یونگی: حتما باید همه رو با جزییات زندگیشون معرفی کنی؟
ته: خوشبختم پسرا
( پارت بعد رو فردا آپ میکنم اگ ۳ تا کامنت بزارین)
ANGLE
Part1
من جئون جونگکوکم و ۲۵ سالمه و من و پدرم بزرگترین مافیاهای کره هستیم
(ویو کوک:
امشب پدرم و چند تا از شریکاش به بار میریم تا با هم سر معاملات صحبت کنن و میخوام به جیمین و یونگی هم بگم بیان تا با هم بریم )
کوک: سلام جیمین
جیمین: چطوری مرد عضله ای😂
کوک: جیمین مسخره بازی در نیار امشب با بابام و چند تا از شریکاش میریم بار تو هم به یونگی بگو با هم بیاین
جیمین: ساعت چند؟
کوک: نزدیکای ساعت ۷
جیمین: یااا فک کنم یونگی خواب باشه اونموقع😂 ولی باشه
کوک: میبینمت هیونگ
( پایان مکالمه کوک و جیمین)
پرش زمانی به ساعت ۵
(ویو کوک
یه دوش ۳۰ مینی گرفتم و موهامو سشوار کشیدم و یه تیشرت مشکی و کت چرم پوشیدم نزدیک ساعت ۶ و نیم بود با بادیگاردا سوار ماشین شدم و حرکت کردم) ( لباس کوک رو میزارم)
پرش به بار
کوک: عه جیمین شی
جیمین : سلام مرد عضله ای 😂
کوک: یاا یونگیا تو ک هنوز خوابی
یونگی : ب جیمین بگو ک منو ساعت ۴ بیدار کرده
( لباس ته و جیمین و یونگی هم میزارم)
(ویو تهیونگ
من با بابام ک شریک بزرگترین مافیای کره هس توی بار داشتیم با آقای جئون حرف میزدیم ک چشام رفت سمت یه پسره خوشتیپ ک داشت با رفیقاش مست میکرد و رفتم سمتشون)
ته : سلام پسرا
کوک: تو باید پسر آقای کیم باشی درسته؟
ته : اره و تو هم پسر آقای جئون؟
کوک: اره .. خب نمیخای بشینی پیشمون
ته: چرا ک نه، خب بقیه رو معرفی نمیکنی؟
کوک: خب این پسر قد کوتاهمون جیمینه 😂( عه باز کوک دست گذاشت رو قد جیمینا😐)
جیمین : یااااا انگار یادت رفته ازت دوسال بزرگترمااا
کوک: خب اینم رفیق خوابالومون یونگیه
یونگی: حتما باید همه رو با جزییات زندگیشون معرفی کنی؟
ته: خوشبختم پسرا
( پارت بعد رو فردا آپ میکنم اگ ۳ تا کامنت بزارین)
- ۹.۰k
- ۰۸ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط