زندگی همیشه خوب نیس🖤❤️🩹پارت ۴
هوانگ: به خواهر من دست نزن کثافت
تهیونگ فکر نکم خواهری که ۶ سال ازت جدا بوده مسئولیتش با تو باشه
ا.ت: بس کنییددددد
هوانگ: بیا بریم ا.ت
ا.ت: من نمیام
راوی ویو
تهیونگ تورو برا استایل بقل میکنه و میره تورو میزاره تو ماشین وقتی رسیدید وارد امارت میشید
جونکوک: داشتم با گوشیم ور می رفتم که ا.ت وارد شد
یجوری پریدم بقلش که افتاد رو زمین اتقفاقا خش موقع هم امد
جونکوک: خوش موقع اومدی انش مهمونی داریم
ا.ت: وای جونگوکا دلم برات یزره شده بود اوپا
جونکوک: منم
خب اماده شدی باید ساعت۸ اوتجا باشیم باشه؟؟
ا.تو تهیونگ: باشه
ا.ت ویو
رفتم تو اتاقم دلم برا اتاقم تنگ شده بود وای خدا رفتم ی لباس سفید تورتوری بای ارایشه ملایم کردم مهامو فر کردم و بارنگ مو تهشو بلند کردم
رفتم پایین جونگ کوک و تهیونگ زل و زل منو نگاه می کردن که رفتیم سوار ماشین شدیم .....
ببینید جای حساس کات نکردم🫠
تهیونگ فکر نکم خواهری که ۶ سال ازت جدا بوده مسئولیتش با تو باشه
ا.ت: بس کنییددددد
هوانگ: بیا بریم ا.ت
ا.ت: من نمیام
راوی ویو
تهیونگ تورو برا استایل بقل میکنه و میره تورو میزاره تو ماشین وقتی رسیدید وارد امارت میشید
جونکوک: داشتم با گوشیم ور می رفتم که ا.ت وارد شد
یجوری پریدم بقلش که افتاد رو زمین اتقفاقا خش موقع هم امد
جونکوک: خوش موقع اومدی انش مهمونی داریم
ا.ت: وای جونگوکا دلم برات یزره شده بود اوپا
جونکوک: منم
خب اماده شدی باید ساعت۸ اوتجا باشیم باشه؟؟
ا.تو تهیونگ: باشه
ا.ت ویو
رفتم تو اتاقم دلم برا اتاقم تنگ شده بود وای خدا رفتم ی لباس سفید تورتوری بای ارایشه ملایم کردم مهامو فر کردم و بارنگ مو تهشو بلند کردم
رفتم پایین جونگ کوک و تهیونگ زل و زل منو نگاه می کردن که رفتیم سوار ماشین شدیم .....
ببینید جای حساس کات نکردم🫠
- ۶.۲k
- ۱۱ اسفند ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط