فیک جیمین وقتی میشی معشوقه بزرگترین مافیا و... پارت 3

ا.ت حالش خوب نبود و فکش هم خیلی درد میکرد...
و توی بغل تهیونگ احساس امنیت می‌کرد و همونجا بیهوش شد
تهیونگ ا.ت رو گرفت و بدون معطلی به داخل ماشین جیمین رفت و سوار شد و پشت سر تهیونگ جیمین وارد ماشین شد...
جیمین:خب؟
تهیونگ:چی خب؟
جیمین:چرا به اسم من یه برده گرفتی؟
تهیونگ :برده نگو
جیمین:پس چی بگم؟
تهیونگ:یادته یه خواهر کوچیکتر داشتم؟
وقتی هشت سالت بود باهاش آشنا شدی؟
جیمین:آره ولی فکر میکردم مردس؟
تهیونگ:اره منم تا الان فکر میکردم مردس اما تازه فهمیدم بعد از اون اتفاق لیا (اسم واقعی ا.ت)زندس و اونو بردن یتیم خونه و بعد یه خونواده اونو به فرزند خواندگی گرفتن و بعد اینکه زنه مرد پدرش افسرده شد و لیا رو خیلی اذیت می‌کرد تا چند روز پیش که فهمیدم سر ا.ت قمار کرده و باخته با خودم گفتم کی بهتر از این موقع یه لیا رو بیارم پیش خودم!
جیمین:آ..اها
میشه گفت جیمین هم با نگاه اول عاشق لیا شد... اما نتونست به اون اعتراف کنه و بعد اینکه فکر کرد لیا مرده تا الان خودش روو لعنت میفرستاد که چرا به اون اعتراف نکرد.... اما میدونست الان راحت میتونه لیا رو برای خودش کنه و مهر مالکیتش رو روی اون بزاره....
بنظرتون لیا جیمین رو میپزیره یا....
دیدگاه ها (۵)

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

P24سوار ماشین جیمین شد،جیمین با لبخند نگاهی به تیپ ا/ت انداخ...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 6 | صفحه‌ای که باید نوشته می‌شدچند روز از جشن دان...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط