{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲

پارت ۲

که تهیونگ از جاش پا میشه و ات رو میبینه یهو به لبخند رو لبش میشنه
جوری بود که انگار هم تعجب کرده بود چون اون مثل بقیه دخترا نبود
ظریف ولی در عین حال جذاب بود و هم دلش رفته بود براش همینجوری که لبه اون محافظ شیشه ای به ات زل زده بود و با عشق نگاش میکرد کوک از روی صندلی بلند شد و به سمت تهیونگ رفت
کوک: تهیونگ!
کوک: تهیونگ!!
که تهیونگ به خودش اومد
تهیونگ: ب.ب.بله؟
کوک : چته تو؟
تهیونگ : چـی ؟ هان؟ من؟ من چیزیم نی
کوک : اره جون عمت اصلا هم که عاشق نشدی😑
تهیونگ: چیی؟ من ؟ عاشق؟ اصلا نه من عاشق نشدم🙄
کوک : باش منم که اصلا ندیدم چجوری چشت دنبال اته
چجوری داری نگاش میکنی😒
تهیونگ : اااااا چه گیری دادی اره این عاشق شدم بدم دلم رفته براش( اخرش رو اروم تر گفت)
کوک : اهان پس بگو اونجوری بی دلیل کسی مات یه دختر نمیشه
تو عاشق شدی
تهیونگ : اره . ولی اخه هم من ایدلم هم اون اگر باهم باشیم سرمون هوجوم میارن مخصوصا ارمی ها
کوک: نمیدونم چی بگم تنا راهت این که اروم اروم نزدیک ات بشی
از اونور هم اروم اروم به ارمی ها بگی و بهشون بگی که بهت دل نبندن
و بشون هشدار بدی که به تو و است کاری نداشته باشن
ولی اشش ما داریم راجب چه چیزایی حرف میزنیم وقتی ات هنوز خودش نمیدونه
تهیونگ: مهم نیست من ات رو مال خودم میکنم چه بخواد چه نخواد مال منه حتی شده پرد.شو میزنم که همه بدونن ات مال منه
( پسرم اروم باش😌 )

خب بریم پارت بعد
شرط
۴ لایک
دیدگاه ها (۳)

پارت ۳ویو تهیونگ هربار که صداش رو میشنیدم یا شکم صاف و سفید ...

اسم : عشق مخفیپارت ۴ ویو ات دوباره دیدم تهیونگ ته سالن وایسا...

پارت ۱ویو تهیونگ: امروز کنسرت شوگا بود و هممون قرار بود بری...

اسم: عشق مخفیشخصیت ها ( ات ، تهیونگ ، کوک، هانا، )( با بقیه ...

ات ویورفتم بیرون دیدم تهیونگ شلوار مردعنکبوتی منو پوشیدههههه...

dark love

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

شب تولدم فصل 3پارت 4پسره: باشه حالا چرا ناراحتی ات: چون تو ر...

چند پارتی درخواستی

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

چند پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط