Part105

Part105


((ا/ت ))
×ا/ت
+هوم ?
×تموم شد
+اوهوم
×یادته بهت چی گفته بودم ?گفته بودم به محض اینکه اون داستانا تموم شن قراره مامانت کنم
صدای قهقهه هامون همه جا رو پر کرده بود
+اخ… وای دلم درد گرفت از بس خندیدم ..
×چرا میخندی ? کاملا جدیم… حالا اگه نمیخوای بچمون قبل ازدواج به دنیا بیاد زودباش با من ازدواج کن
+واااای… اخ.. کوک جان من راست میگی?? (همچنان داشتم از خنده منفجر میشدم )
×بعلههه کاملا جدیم
+وای… زوده کوک وایسا یکم بزار مردم از شوک دربیان… بعدشم الان مامان و بابام حسابی قاط زدن ..ببیننت سر به تنت نمیزارن…
×عووووف… باید بشینم یه روزم کل داستانو واسه بابات تعریف کنم… اون همه سختی کشیدم تا رابطم با بابات خوب شه ..
+بانی کوچولوی من برگشته ..اره?? (خیلی لوس گفتم )
×اخ اگه بدونی این بانی کوچولوت تو مغزش چه افکار ددی گونه ای داره…. ;)
+بانی منحرف (میخندیدیم)
محکم تو بغلش قفل شدم… سرشو بین موهام برد و نفس میکشید ..
+کوک الان تابستونه ابم گرمه… بریم تو اب ??
×مگه از اب نمیترسی
+شنا بلد نیستم ولی خب تو پیشمی دیگه
×باشه پس
تیشرتشو از تنش دراورد که خودبه خود چشمام بسته شد
×(قهقهه زدناش شروع شد ) حالا خوبه بیشتر از اینا دیدی و داری اینطوری میکنی
دستمو گرفتو رفتیم تو اب
#loveme
دیدگاه ها (۰)

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

Forbidden love①⑦ا/ت: تروخدا... نگو! اسمش رو نیارکوک: این حقی...

🖤 قسمت اول: معامله ژانر: مافیایی، عاشقانه، کمدی، ازدواج اجبا...

تکپارتی درخواستی

مافیای من

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۶: سه...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

چند پارتی

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

𝐓𝐡𝐞 𝐄𝐧𝐞𝐦𝐲'𝐬 𝐇𝐨𝐬𝐭𝐚𝐠𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭: ¹ویو اتهوا بارونی بود.صدای قطره‌های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط