پسري به دختر که تازه باهاش دوست شده بود ميگه.
پسري به دختر که تازه باهاش دوست شده بود ميگه.
امروز وقت داري بياي خونمون؟
دختره:مامانم نميزاره با چه بهونه اي بيام؟
پسره: بگو ميخوام برم استخر
دختره اومد خونه اي دوست پسرش
پسر ..تو که اومدي استخر بايد موهات خيس باشه برو حموم موهاتو خيس کن
دختره وقتي ميره حموم پسر يک يکي به دوستاش زنگ ميزنه .....
پسر و دوستا يک يکي ميرن حموم
يکي اخري که ميره حموم بعد 1تا 2ساعت
ديدن خيلي دير کرده
رفتن حموم ديدن دختره وپسره رگ دستاشونو با هم زدند و گوشه اي حموم افتادن و گوشه اي حموم پسر با خون اش نوشته
نامردا خواهرم بود
امروز وقت داري بياي خونمون؟
دختره:مامانم نميزاره با چه بهونه اي بيام؟
پسره: بگو ميخوام برم استخر
دختره اومد خونه اي دوست پسرش
پسر ..تو که اومدي استخر بايد موهات خيس باشه برو حموم موهاتو خيس کن
دختره وقتي ميره حموم پسر يک يکي به دوستاش زنگ ميزنه .....
پسر و دوستا يک يکي ميرن حموم
يکي اخري که ميره حموم بعد 1تا 2ساعت
ديدن خيلي دير کرده
رفتن حموم ديدن دختره وپسره رگ دستاشونو با هم زدند و گوشه اي حموم افتادن و گوشه اي حموم پسر با خون اش نوشته
نامردا خواهرم بود
- ۳.۸k
- ۲۴ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط