پسري به دختر که تازه باهاش دوست شده بود ميگه.

پسري به دختر که تازه باهاش دوست شده بود ميگه.
امروز وقت داري بياي خونمون؟
دختره:مامانم نميزاره با چه بهونه اي بيام؟
پسره: بگو ميخوام برم استخر
دختره اومد خونه اي دوست پسرش
پسر ..تو که اومدي استخر بايد موهات خيس باشه برو حموم موهاتو خيس کن
دختره وقتي ميره حموم پسر يک يکي به دوستاش زنگ ميزنه .....
پسر و دوستا يک يکي ميرن حموم
يکي اخري که ميره حموم بعد 1تا 2ساعت
ديدن خيلي دير کرده
رفتن حموم ديدن دختره وپسره رگ دستاشونو با هم زدند و گوشه اي حموم افتادن و گوشه اي حموم پسر با خون اش نوشته


نامردا خواهرم بود
دیدگاه ها (۲)

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

پارت 4 ★رمان ازدواج مخفی با هوانگ ★بچه ها اسم رمان تغییر کرد...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

هم سلولی خطرناک (part2)هفته‌ی اول دختر یاد گرفت چطور توی زند...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 56نعره میکشید و بهش ...

𝗈𝗇𝖾 𝗌𝗁𝗎𝗍:"𝖾𝗇𝖽𝗂𝗇𝗀 𝖺𝗋𝗍"𝗐𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: @choi_so_a𝗉𝖺𝗋𝗍: 𝟷𝖿𝖾𝗅𝗂𝗑: +𝗁𝗒𝗎𝗇𝗃𝗂...

#تکپارتیموضوع:(وقتی که من رفتم بار اون نمیدونه ساعت ۴ برمی‌گ...

سناریو توکیو ریونجرز

💔 😔 خیانت پسر به دختر😔 💔 پسری به دختر که تازه باهاش دوست شده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط