رمان حسم به تو....
p10:
انیا:(چه حس خوب یداره که همه طرف تو باشن)
بکی:(دختر احمق با دوست من دعوا میکنه)
دامیان و بکی رفتن ولی دیوید موند
دیوید: انیا تو خیلی خوشگلی(˘³ ˘ )
انیا: چی داری میگی دیونه خفه شو
و با پاش دیوید رو میزنه
دیوید: حتی کتک زدنش هم شیرینه
انیا قصه ما فرار میکنه میره دنبال دامیان
دامیان: چی شده انیا؟
انیا: نمیدونم اون پسر دیوید یه چیزش شده
دامیان: پیش من بمون مراقبتم
انیا:(وای چه جذاب (๑♡⌓♡๑) )
دیوید میاد پیش انیا و...
دیوید:(الان قلبم وایمیسه.چرا انیا من دست دامیان رو مهکم بغل کرده؟)
دامیان: دیوید کاری داشتی؟
دیوید: نه فقط اومده بودم دنبال انیا
دامیان: دیوید بس کن از تو ترسیده از روز اول از دستت فرار میکنه
دیوید: اون از من نمیترسه تو اینطور فکر می کنی. انیا از من میترسی؟
انیا:...
دیوید: حالا حق با من بود یا حق با من بود؟
دامیان: وقتی حرفی نمیزنه یعنی... اصلا ولش
زنگ خورد[احساس کردم زنگ تفریح خیلی طولانی شد]
زنگ ورزش بود و دانش آموزان میرن تا ورزش کنن
هنری هندرسون: امروز باید من تیم ها رو انتخاب کنم و شما هم مسابقه بدین، تیم برنده باید با تیم برنده نهم مسابقه بده، کسی مشکلی نداره؟
انیا:(من که مشکلی ندارم ولی اگه از قبل خبر داشتم از مامانم یه حرکت خفن دیگه یاد می گرفتم)
دامیان:(خوبه ممکنه داخل تیم برنده باشم ولی بازم با بیل مسابقه داریم)
دلارا: اوستاد هندرسون چه ورزشی کنیم؟
هنری: بسکتبال، تیم ها...
دلارا دزموند / بکی بلکبل
دامیان دزموند / دیوید دزموند
انیا فورجر / --------
-------- / --------
-------- / --------
-------- / --------
دلارا:(وای با دامیان تو یه گروهم)
دیوید:(من میخوام با انیا باشم...)
انیا:(خیلی شانس اوردم که با دیوید هم گروهی نشدم)
دامیان:(دلارا با ما چکار میکنه؟)
هنری: شروع کنید
مسابقه شروع شد همنطور که خودتون فکر می کرین دامیان خوب بازی میکنه ولی انیا نه خیلی...
بازی میکنن تا مسابقه 3/4میشه [هر وقت امتیاز ها رو بزارم سمت راست انیا و.. ]
دامیان:(دارن بهمون میرسن)
انیا:(چون من بد بازی میکنم؟)
تیم بکی شد 5 ولی بقیه اعضای گروه دامیان از جمله انیا هم تو بازی همکاری کردن و 7 شدن هنوز بازی تموم نشده بود که دیدن دلارا همکاری نمیکه و واستاده دامیان گفت...
دامیان: دلارا تو چرا بازی نمیکنی؟
دلارا: من از این مسخره بازی ها نمیکنم
دامیان: تو که بازی نمیکنی پس برو بیرون
دامیان دلارا رو بیرون کرد بخاطر همین یک عضو کم بود پس تصمیم گرفتن اخر بازی بازیکن های که کارشون خوبه رو انتخاب کنن
عضو های که هندی هندرسون انتخاب کرد
سرگروه دامیان بقیه بازیکن ها بکی ، دیوید ، انیا،----
[نتونستم از این بهتر کنم پارت بعد حدودا تعریف میکنم چجوری میرن یا میبازن]
♡ (\(\
(„• ֊ •„) ♡
┏━∪∪━━━━━━┓
https://wisgoon.com/anya_anyme
┗━━━━━━━━━┛
رمان درباره انیا و دامیان
انیا:(چه حس خوب یداره که همه طرف تو باشن)
بکی:(دختر احمق با دوست من دعوا میکنه)
دامیان و بکی رفتن ولی دیوید موند
دیوید: انیا تو خیلی خوشگلی(˘³ ˘ )
انیا: چی داری میگی دیونه خفه شو
و با پاش دیوید رو میزنه
دیوید: حتی کتک زدنش هم شیرینه
انیا قصه ما فرار میکنه میره دنبال دامیان
دامیان: چی شده انیا؟
انیا: نمیدونم اون پسر دیوید یه چیزش شده
دامیان: پیش من بمون مراقبتم
انیا:(وای چه جذاب (๑♡⌓♡๑) )
دیوید میاد پیش انیا و...
دیوید:(الان قلبم وایمیسه.چرا انیا من دست دامیان رو مهکم بغل کرده؟)
دامیان: دیوید کاری داشتی؟
دیوید: نه فقط اومده بودم دنبال انیا
دامیان: دیوید بس کن از تو ترسیده از روز اول از دستت فرار میکنه
دیوید: اون از من نمیترسه تو اینطور فکر می کنی. انیا از من میترسی؟
انیا:...
دیوید: حالا حق با من بود یا حق با من بود؟
دامیان: وقتی حرفی نمیزنه یعنی... اصلا ولش
زنگ خورد[احساس کردم زنگ تفریح خیلی طولانی شد]
زنگ ورزش بود و دانش آموزان میرن تا ورزش کنن
هنری هندرسون: امروز باید من تیم ها رو انتخاب کنم و شما هم مسابقه بدین، تیم برنده باید با تیم برنده نهم مسابقه بده، کسی مشکلی نداره؟
انیا:(من که مشکلی ندارم ولی اگه از قبل خبر داشتم از مامانم یه حرکت خفن دیگه یاد می گرفتم)
دامیان:(خوبه ممکنه داخل تیم برنده باشم ولی بازم با بیل مسابقه داریم)
دلارا: اوستاد هندرسون چه ورزشی کنیم؟
هنری: بسکتبال، تیم ها...
دلارا دزموند / بکی بلکبل
دامیان دزموند / دیوید دزموند
انیا فورجر / --------
-------- / --------
-------- / --------
-------- / --------
دلارا:(وای با دامیان تو یه گروهم)
دیوید:(من میخوام با انیا باشم...)
انیا:(خیلی شانس اوردم که با دیوید هم گروهی نشدم)
دامیان:(دلارا با ما چکار میکنه؟)
هنری: شروع کنید
مسابقه شروع شد همنطور که خودتون فکر می کرین دامیان خوب بازی میکنه ولی انیا نه خیلی...
بازی میکنن تا مسابقه 3/4میشه [هر وقت امتیاز ها رو بزارم سمت راست انیا و.. ]
دامیان:(دارن بهمون میرسن)
انیا:(چون من بد بازی میکنم؟)
تیم بکی شد 5 ولی بقیه اعضای گروه دامیان از جمله انیا هم تو بازی همکاری کردن و 7 شدن هنوز بازی تموم نشده بود که دیدن دلارا همکاری نمیکه و واستاده دامیان گفت...
دامیان: دلارا تو چرا بازی نمیکنی؟
دلارا: من از این مسخره بازی ها نمیکنم
دامیان: تو که بازی نمیکنی پس برو بیرون
دامیان دلارا رو بیرون کرد بخاطر همین یک عضو کم بود پس تصمیم گرفتن اخر بازی بازیکن های که کارشون خوبه رو انتخاب کنن
عضو های که هندی هندرسون انتخاب کرد
سرگروه دامیان بقیه بازیکن ها بکی ، دیوید ، انیا،----
[نتونستم از این بهتر کنم پارت بعد حدودا تعریف میکنم چجوری میرن یا میبازن]
♡ (\(\
(„• ֊ •„) ♡
┏━∪∪━━━━━━┓
https://wisgoon.com/anya_anyme
┗━━━━━━━━━┛
رمان درباره انیا و دامیان
- ۵۳.۷k
- ۲۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط