{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P5

P5
F2
میرن خونه
وقتی میرسن هلن درو باز میکنه(هلن خدمت کارشون بود و دیگه کلی خدمت کار دارن)
هلن:وای خانم خدارو شکر برگشتید🤗
انیا:وای مرسی هلن جان😊
انیا و دامیان شام می خورن و بعد میرن که بخوابن
دامیان:انیا اون مرده که باهات کاری نکرد ها
انیا:نه فقط ازم سوال میپرسید منم جواب میدادم
دامیان:مثل چی؟
انیا:چند وقت دامیان رو می شناسی چه نسبتی باهاش داری اسمت چیه هند سالت هست،از این سوال ها
دامیان:باش حالا بیا بخوابیم امروز واقا خیلی روز خسته کننده ای بود
و خوابیدن
فردا دامیان رفته بود حموم و وقتی اومد بیرون انیا بیدار شد و زل زد به دامیان
انیا:عافیت باشه
دامیان:مرسی
ا انیا من ازت یه سوالی داشتم
+بپرس
_خوب راستش تو چرا این قدر می خوابی
تو تا صبح بیدار و تا شب خوابی ها چرا
+بین من فقط بدنم با ساعت امریکا تنظیم شده همین و این هیچ مشکلی نیست
دامیان:🤣🤣
تلفون زنگ خورد انیا رفت جواب داد
(بکی بود)
انیا:منزل دزموند
بکی:سلام انیا جان خوبی خدارو شکر پیدا شدی ببین امروز تو کافه نزدیک خونمون باهات کار دارم بیا باید باهم حرف بزنیم و خدافظ(خیلی سریع)

***
دیدگاه ها (۳)

P6F2و بعد بکی قطع کرد انیا که هیچی نفهمیده بود برگش روبه دام...

ادامهکه اومد پاشه دامیان دستش رو گرفت و انداخت رو تخت و دو د...

P4F2انیا:ببخشید دامیان ولی من هر وقت میام این جا گوشیم رو می...

P3F2فردا دامیان:انیا پاشو دیگه به خدا خسته شدم هروز بخوام بی...

عشق پنهان

spy x love

قلب پر از عشق پنهان پارت ۶^

P18انیا:نه بابا هوا گرمه فقط🍅دامیان:خوب ما الان نامزدیم دیگه...

عشق پنهان

P16F2که انیا یه ان از خواب پرید ویو انیایعنی همش خواب بود😲هم...

حسم به تو.... (فصل2

راز هایی که مارا کنار هم آوردند=پارت۴فردای اون روز، آنیا از ...

تو منو دوست داری؟پارت ۱۲ویو رزییکاری با انیا میکنم که تو روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط