گُفْتً: اًول خُودِتو دُرسْت کُن بِعدٌ بُروُ هِیئت!!!!

گُفْتً: اًول خُودِتو دُرسْت کُن بِعدٌ بُروُ هِیئت!!!!
خَندیدَم وُ گُفْتَم: چِ بامزه، پَس بایدْ بِه مَریضْ بِگیمْ اول سالِمْ شوً بَعد برو پیشِ دُکتُر..!
امام حسیــــنمـــ...
واس خوب شدنم پیشـــ تو میامـ...
بَــــــــدَم...
خــــــوب ڪــــن ...
دِلـــــِـــــ خرابمو..



بدم....خوب کن دل خرابمو:(
دیدگاه ها (۱۹)

دوزاری بدبخت آویزون اول یه نگاه بخودت بنداز ببین پستا و استو...

𓂃 𐙚 پارت ۲۹ | ویو ته‌یونگ 𐙚 𓂃داشت با لبخند نگاهم می‌کرد.خوشح...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۳۰مروارید با دهن باز و چشمای گرد ...

پارت ۳۴ من و جین‌وو توی آشپزخونه مشغول درست کردن شام بودیم.ـ...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

رمان سوم پارت هجدهم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>> داخل اتاق ...

Love you پارت پونزدهم پاشدم رفتم کارای لازمو کردم لباس پوشی...

عشق میان ماپارت7

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

سناریو مایکی پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط