{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

☘️همیشه بعد از بحث و دعوامون، لج بازی میکردم

☘️همیشه بعد از بحث و دعوامون، لج بازی میکردم
دوست داشتم بیشتر صدام کنه،که منم واسش بمیرم!
همیشه بعد از اون لجبازیها،قلبم یطوری میشد انگار بجای خون،خرده سنگ پمپاژ میکرد!!
به خودم میگفتم
«چرا دلشو شکستی؟ چرا باهاش لج کردی؟مگه دوستش نداری؟مگه اونم یه آدم نیست عین خودت؟»
و با این حرفها،حتی اگه مقصر هم نبودم ازش عذرخواهی میکردم!
دوست داشتم بمونه کنارم
لج بازی های منم ، فقط برای صدا زدنم بود!!
دوست داشتم هربار که صدام میزد بگم جانم! جان دلم!
البته توی دلم هم میگفتم
ولی شنیدن صداش حس دیگه ای داشت!!
عادت شده بود واسمون، دعوا،لج،بی محلی،عذرخواهی!!
یه روز متوجه شدم ما عادت کردیم بحث کنیم!
من لج کنم
اون بی محلی...
و
وبدتر از همه،عادت کرده بود که من همیشه عذرخواهی کنم بااین که خودش مقصر بود!!
اونجا بود که فهمیدم
فاتحه همه چیز رو باید خوند!
حتی دوست داشتنش!!☘️

❤️پ.ن: یه رابطه وقتی قشنگه که هردو اگه اشتباه کردن از هم عذرخواهی کنن...جاده یطرفه رو راننده ای نباید خلاف بیاد چون قطعا تصادف میکنه...مغز درگیرم بنویس ❤️

📝#آرام_نوشت☘️
#آرام_نوشت
#نوشته
#دلنوشته
دیدگاه ها (۲)

وقتی پدرت بود🧡پارت ۳(last part)با‌حرفهاش واقعا داشتم اروم می...

من خسته‌ام جوری که حتی نمیشه تصور کرد حتی نمیتونم مثل آدم اه...

مهم.. :خوب خواهرم میگه چرا صدا و تصویرت رو نشون نمیدی.‌‌.......

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت نهمویو اتچند روز از مرگ پدرم گذ...

ستاره ی من (پارت۶) (فالو:فالو)

ویدیوی دیدار پسریا با سون هیونگ مین🐿️ بالاخره همدیگه رو دیدی...

من کایرام کسی که به کل ویپاپ هیت داد اونم سر عقده ایی که داش...

پارت ۷چند دقیقه گذشت قهوه‌ها رو آوردن داشتم قلوپی‌ از قهوه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط