pov:...اگه با تئو دعوا کنی

★وقتی با تئو دعوات میشه...★

(تو میخواستی بری بار تولد دوستت اما تئو اجازه نمیداد و...) ا/ت:«تئوووو! واقعا نمیزاری برم بار؟! لطفاااا...اخه تولد دوستمه اونجا دعوتم کرده نرم ناراحت میشه! تئو:«من دارم بهت میگم نرو پس...تو هم نمیری...همینجا تو بغلم بمون و بزار بغلت کنم...» (ا/ت هم عصبانی شد و بغل تئو رو پس زد و رفت توی اتاقش و در رو محکم بست) (تئو تعجب کرد چون هیچوقت همچنین رفتاری از ا/ت ندیده بود به هرحال رفت و در رو باز کرد و گفت) «که برای من لجبازی میکنی؟! هوم؟! تو متعلق به منی و اجازه نمیدم بری توی مکانی که پر از کسایی هست که ممکنه دوست دخترم رو از من بگیرن! حالا هم...باهم بریم بیرون سوییتی؟😉» (ا/ت هم خر شد و با تئو رفت بیرون و باهم رفتن خرید و...)


امیدوارم خوشتون اومده باشه😉💚 ماچ به کلتون♥
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
follow for more baby💚🐍
دیدگاه ها (۳۷)

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

تکپارتی جونگ کوک

ریاکشن پارت ۲

سناریو خط قرمز پارت اخر

سناریو تک پارتی مویچیرو(درخواستی)موضوع : اعترافتو یکی از هاش...

سناریو ران پارت ۲

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

P21۲روز از روزی که آچا و سوسی باهم دیدار کرده بودن می‌گذشت،د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط