سناریو مایکی پارت۱

احتمالا باز دوباره ۲ پارتی باشه
ولی یا امروز یا فردا با یه سناریو چند پارتی برمیگردم

شروع

نویسنده: روز ها میگذرد و دخترک تنهای داستان ما یعنی ا/ت منتظر محبت و علاقه مجدد مایکی به خودش است
۴ ماه از وقتی رفتار مایکی تغیر کرده میگذر و ا/ت کلافه و کلافه تر میشود
اول گمان میکرد شاید حال روحیش خوب نیست
ولی وقتی پیش دوستانش بود شاداب تر و پر انرژی تر میشد
پس پیش خودش فکرد کرد شاید مشکل خودش باشد

از زبان ا/ت: نمیدونم چرا هرموقع میاد خونه و هرکجا منو میبینه لحن حرف زدنش تغیر میکنه سرد و سرد تر میشه
این قلب منو میشکونه
انگار ازم خسته شده انگار تحمل دیدنمو نداره وای خدا

نویسنده: ا/ت که غرق در ذهنیت خود بود ناگهان زنگ در به صدا درمیاد
ولی ا/ت انقدر غرق فکر کردن بود که متوجه نشد
کسی که پشت در بود
مایکی بود

مایکی صبرش سر امد و با کلید در خانه را باز کرد

مایکی: چرا هرچی زنگ میزنم در‌و باز نمیکنی

ا/ت: ببخشید نفهمیدم

مایکی: مگه کری

ا/ت: گفتم ببخشید دیگه چرا هی اینجوری میکنی تو

مایکی: منظورت چیه

نویسنده: بغضی در گلوی ا/ت جمع میشه ولی با این حال میخواهد حرف خود را بزند

ا/ت: معلومه دیگه اصلا من برات مهم نیستم با همه خوب و خوش اخلاقی ولی با من؟
همش عصبیه جوری که انگار میخوای بزنی تو دهنم

مایکی: چی؟!

ا/ت: اره .....مشکل منم مایکی میدونی نظرم عوض شده
میخوام ازت جدا شم

ادامه دارد
دیدگاه ها (۸)

سناریو مایکی پارت ۲

سناریو مایکی پارت ۴

سناریو ایدل رویایی پارت اخر

سناریو بونتن پارت اخر

سناریو خط قرمز پارت ۳

سناریو کورو پارت یک

سناریو سو پارت یک

پارت 3

stolen

سناریو ران پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط