{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرد در حال تمیز کردن اتومبیل تازه خود بود که متوجه شد پسر

مرد در حال تمیز کردن اتومبیل تازه خود بود که متوجه شد پسر ۵ ساله اش تکه سنگی برداشته و بر وری ماشین خط می اندازد.

مرد با عصبانیت دست کودک را گرفت و چندین مرتبه ضربات محکمی بر دستان کودک زد بدون اینکه متوجه آچاری که در دستش بود شود

در بیمارستان کودک به دلیل شکستگی های فراوان انگشتان دست خود را از دست داد .

وقتی کودک پدرخود را دید، با چشمانی آکنده از درد از او پرسید: پدر انگشتان من کی دوباره رشد می کنند؟

مرد بسیار عاجز و ناتوان شده بود و نمی توانست سخنی بگوید ، به سمت ماشین خود بازگشت و شروع کرد به لگد مال کردن ماشین.

و با این عمل کل ماشین را از بین برد و ناگهان چشمش به خراشیدگی که کودک ایجاد کرده بود خورد که نوشته بود :
دوستت دارم پدر !

===================

عصبانیت و عشق محدودیتی ندارند.

یادمان باشد چیزها برای استفاده کردن هستند و انسان ها برای دوست داشتن .



و مشکل دنیای امروزی این است که انسانها مورد استفاده قرار می گیرند درحالی که چیزها دوست داشته می شوند.
دیدگاه ها (۳)

پاداش مرد بد يمن! پادشاهي به شکار رفت و در مسير مرد بدقيافه ...

خداوند در سوره "تین"(انجیر) به این میوه قسم خورده است و دانش...

گفته ميشود:شبي مار بزرگي وارد دكان نجاري ميشود براي پيدا كرد...

تو کجایی سهراب؟ خانه ی دوست فرو ریخت سرم! ...

#ددی_من| قسمت چهارم: راز پدرلیا هنوز گوشی را کنار گوشش نگه د...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت سی‌ونــهم 𓆪 🖤🥀صدای مرد در تاریکی پیچید.ـ «با...

🍷 شراب قرمزقسمت نهم: پیامرینا چند بار پیام روی گوشی جونگکوک ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

پارت ۵۰ در کاملاً باز شد.مردی که در فیلم دیده بودند، آرام وا...

007-پنهان در مه - پارت ۷۲

پارت ۴۵ هیچ‌کس حرف نمی‌زد.جونگ‌کوک فقط به مردی که جلوی در ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط