بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت دوم :
ممکن است حتی کارشناسان هواشناسی نیز آنجا نبوده باشند و فقط به دماسنج خود اعتماد کردهاند. و اگر کسی آنجا بوده باشد نیز برودت را حس و درک میکند، اما درجه آن را با چشم نمیبیند، بلکه با ابزار دیگری اندازهگیری مینماید. آن چه او میبیند، محل استقرار جیوه یا الکل در درجه است، نه مقدار برودت هوا.
در بسیاری از موارد چه برای مؤمن وچه برای کافر، شهادت و گواهی دادن، مبتنی بر عقلانیت و برهان است و هیچ لزومی ندارد که حتماً به یکی از محسوسات و آن هم چشم درک گردد.
وقتی گفته میشود: کل، بزرگتر از جزء است، هیچ مصداق بیرونی عینی دیداری فرض نشده است و حتی ممکن است موضوع از جنس ریاضی باشد، مثل این که بگویید: صد بزرگتر از نود میباشد.
وقتی گفته میشود: بین علت و معلول رابطهای برقرار است و هر معلولی هستی خودش را از علتی گرفته است، یک حکم عقلی است. بله، شما پدیدهها را میبینید، اما هیچ شیء خارجی به نام علت یا معلول نمی بینید.
اگر ساختمانی را ببینید، عقل شما حکم می دهد که لابد مهندس، بنا، آرشیتکت و کارگر ساختمانی داشته است.
اگر خوراک آمادهای را ببنید، عقل شما حکم میدهد که کسی آن را پخته و آماده کرده است، در حالی که هیچ کدام را ندیدهاید.
شهادتین : در شهادت به رسالت نبی معظم، حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه و آله، و یا ولایت و امامت امیر المؤمنین و سایر ائمه اطهار علیهم السلام نیز باید به چند نکته توجه شود:
ما به رسالت یا ولایت و امامت شهادت میدهیم که حتی اگر در زمان خودشان و مقابل خودشان نیز ایستاده باشیم، آن را با چشم مادی نمی بینیم؛ بلکه فقط جسم مادی آنها را با چشم میبینیم.
در شهادتین، ما نمیگوییم: انّی اُریَ = من میبینم، یا- انّی رَأیتُ - من دیدم، بلکه میگوییم: أشهَدُ ان ...، یعنی گواهی میدهم. پس هیچ ضرورتی ندارد که این گواهی، مبتنی بر حس و آن هم الزاماً دیداری باشد.
شناخت :اگر چه وجود چیزهایی با حواس پنجگانه درک میشود، اما الزاماً هر شناختی با این ابزار حاصل نمیگردد، اگر چه شناخت موجودات مادی و حسی باشد.
ممکن است شناخت علمی باشد؛مثل این که قطرخورشید یامیزان حرارت پوسته آن را اندازهگیری کرده و بیان میدارند.
ممکن است شناخت عقلی باشد؛ مثل این که بدون دیدن و یا حس کردن با هیچ یک از حواس دیگر، بگویند: محال است که یک نقطه از زمین، در آن واحد، هم خشک باشد و هم مرطوب - یا هم روشن باشد و هم تاریک؛ چرا که جمع نقیضین، محال عقلی است.(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت دوم :
ممکن است حتی کارشناسان هواشناسی نیز آنجا نبوده باشند و فقط به دماسنج خود اعتماد کردهاند. و اگر کسی آنجا بوده باشد نیز برودت را حس و درک میکند، اما درجه آن را با چشم نمیبیند، بلکه با ابزار دیگری اندازهگیری مینماید. آن چه او میبیند، محل استقرار جیوه یا الکل در درجه است، نه مقدار برودت هوا.
در بسیاری از موارد چه برای مؤمن وچه برای کافر، شهادت و گواهی دادن، مبتنی بر عقلانیت و برهان است و هیچ لزومی ندارد که حتماً به یکی از محسوسات و آن هم چشم درک گردد.
وقتی گفته میشود: کل، بزرگتر از جزء است، هیچ مصداق بیرونی عینی دیداری فرض نشده است و حتی ممکن است موضوع از جنس ریاضی باشد، مثل این که بگویید: صد بزرگتر از نود میباشد.
وقتی گفته میشود: بین علت و معلول رابطهای برقرار است و هر معلولی هستی خودش را از علتی گرفته است، یک حکم عقلی است. بله، شما پدیدهها را میبینید، اما هیچ شیء خارجی به نام علت یا معلول نمی بینید.
اگر ساختمانی را ببینید، عقل شما حکم می دهد که لابد مهندس، بنا، آرشیتکت و کارگر ساختمانی داشته است.
اگر خوراک آمادهای را ببنید، عقل شما حکم میدهد که کسی آن را پخته و آماده کرده است، در حالی که هیچ کدام را ندیدهاید.
شهادتین : در شهادت به رسالت نبی معظم، حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه و آله، و یا ولایت و امامت امیر المؤمنین و سایر ائمه اطهار علیهم السلام نیز باید به چند نکته توجه شود:
ما به رسالت یا ولایت و امامت شهادت میدهیم که حتی اگر در زمان خودشان و مقابل خودشان نیز ایستاده باشیم، آن را با چشم مادی نمی بینیم؛ بلکه فقط جسم مادی آنها را با چشم میبینیم.
در شهادتین، ما نمیگوییم: انّی اُریَ = من میبینم، یا- انّی رَأیتُ - من دیدم، بلکه میگوییم: أشهَدُ ان ...، یعنی گواهی میدهم. پس هیچ ضرورتی ندارد که این گواهی، مبتنی بر حس و آن هم الزاماً دیداری باشد.
شناخت :اگر چه وجود چیزهایی با حواس پنجگانه درک میشود، اما الزاماً هر شناختی با این ابزار حاصل نمیگردد، اگر چه شناخت موجودات مادی و حسی باشد.
ممکن است شناخت علمی باشد؛مثل این که قطرخورشید یامیزان حرارت پوسته آن را اندازهگیری کرده و بیان میدارند.
ممکن است شناخت عقلی باشد؛ مثل این که بدون دیدن و یا حس کردن با هیچ یک از حواس دیگر، بگویند: محال است که یک نقطه از زمین، در آن واحد، هم خشک باشد و هم مرطوب - یا هم روشن باشد و هم تاریک؛ چرا که جمع نقیضین، محال عقلی است.(ادامه دارد...)
- ۱۱۸
- ۲۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط