{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یا ثامن الحجج دل ما وا نمی‌شود 

یا ثامن الحجج دل ما وا نمی‌شود 

خیلی تلاش کرده‌ام، اما نمی‌شود 

هر جا که رفته‌ام و به هر کس که گفته‌ام، گفته است

به دست من گره‌ات وا نمی‌شود 

اصلاً به هر که رو زده‌ام گفته با تشر:

هر جا که می‌روی برو ! اینجا نمی‌شود

نازم به شاعرت که چه زیبا سروده است:

وقتی دل شکسته مداوا نمی‌شود 

دستت بزن به دامن سلطان که هر جواب از او شنیده می‌شود

الّا، « نمی‌شود » ..!

حالا من شکسته دل خستهٔ غریب رو کرده‌ام به سوی تو آقا، نمی‌شود؟
دیدگاه ها (۴)

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

فصل دوم : جمله ای جبران ناپذیر زنگ ورزش که خورد، همه با سروص...

# 🥀 ادامه: «سکوتِ دوباره، اما این‌بار امن»یک ماه از اون روز ...

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p94شب، جنگل رو بلعیده بود.نور چراغ جلوی ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش دوم_می‌نشینم"مامان اون فوق العاده ست باید ...

پارت 30🌧️ هنوز کنار هیون‌وو ایستاده بودم که دوباره یکی‌شون گ...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 8#لینو #فیکشنلونا چند ثانیه به مینه...

پارت‌: 31 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**فضای خفه و نیمه‌تاریکِ ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط