فریب

پارت 9
بعد از گذاشتن بوسه ای روی پیشونیم روی دو زانوش وایساد و نگاهم کرد…سه تا انگشتشو همزمان کرد تو دهنم…
&اگه میخوای دردش کم بشه…خوب خیسش کن…
زبونمو رو و زیر انگشتای کشیدش می‌کشیدم…با حرکت های زبونم چهرشو دیدم که چشماشو بسته و زیر لب چیزی میگه… نفساش سنگین شده بود…
&فاک…لعنت بهش
بعد از اینکه خوب خیسشون کردم درشون آوردم…دستشو برد پائین و انگشت وسطیش رو روی چروک های ورودیم کشید… بعد از کمی آماده سازی موفق شد انگشتشو واردم کنه…کمی بعد انگشت دوم و بعد هم سوم رو اضافه کرد…انگشتاش رو به دیواره ام میکشید…اگه حس انگشتاش انقد خوبه…حس خودش قراره چقدر عالی باشه؟…ضربه ای که به دیواره ام زد باعث شد تمام بدنم بلرزه…دوباره ضربه ای زد که ناله ام بلند شد…
&فک کنم پیداش کردم
+آره ددی همونجاست
با حرفی که زدم صدای نفس های نامجون لرزون شد…همچنان داشت انگشتاشو حرکت میداد
+د..دی
&جانم بیب
+من… خودتو م….ی‌خوام
&تو الان انگشتامو تو خودت داری…انگشتا هم مال منند
+خو…دت..آه… می‌دونی منظ…ورم…. چیه…آه
&منکه‌ نمیدونم چی میخوای…بگو چی میخوای تا بهت بدمش
دستمو از روی باکسر روی دیکش گذاشتم و نوازشش کردم
+اینو می‌خوام… لطفاً…
دیدم حرکت انگشتاش متوقف شد…سرشو به عقب پرت کرد و ناله های بم و مردونه نامجون شروع شده بود…دستشو ازم بیرون کشید و روی دستم که روی دیکش بود گذاشت…
&بیب تو هم دیوونه ای…هم…آه…منو دیوونه می‌کنی…
از روم بلند شد…سمتش رفتم و همزمان با بوسیدنش خوابوندمش …بعد از مدتی لباشو رها کردم و رفتم سراغ باکسرش…توی یک حرکت کامل درش آوردم و انداختم یه گوشه…دیکش واقعا سایز بزرگ بود و مطمئن بودم دهن من از پسش بر نمیاد… نامجون داشت بهم نگاه میکرد…سمت دیکش خم شدم و وارد دهنم کردم…عضوش داغ و هارد بود…مثل آبنبات کمی مکیدم و بعد حرکت سرم شروع شد…خیلی خوشحال بودم که داره لذت میبیره و به خاطر ناله هاش حرکتمو سریع تر کردم…حین انجام کار گاهی تلاش می‌کردم کل عضوشو داخل دهنم جا بدم…
&آههههه…اشکال نداره….آهههههه…دهن خوشگلت زیادی… ب..برای این کار…آهههههه…کوچیکه…(پوزخند)
حرصم گرفت و با تمام توان زور زدم و موفق شدم کلشو تو دهنم جا بدم…
&بسه…بخواب
دیدگاه ها (۰)

به مناسبت تولد "RM"

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_4 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄رو ب...

The unwanted roommate _________________________در رو باز کرد...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p40 😢انگشت‌هاش به‌آرومی ...

درخواستی

Heir of Light and Darknesspart : 5جونگ‌کوک اون قسمت و میمکید...

**پارت ۸**صدای برخورد بدنت با تشکِ نرمِ تختِ اتاق امن، تنها ...

رمان : «اسمات پارسا»(از خودم یه اسم درآوردم)(تکپارتی)ویو «ا/...

Cold melody part4نگاهِ خیره‌اش روی صورتم میخکوب شده بود. دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط