{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من یه شهریور مـــاهــیـــم...

من یه شهریور مـــاهــیـــم...

من هـمون دیـوونه ام کـه هـیچوقت عوض نمیشه...
هـمونی که اونـقدر یه آهـنگ رو گـوش مـیده که از ترانه گـرفته تا ریـتم و خـوانندش مـتنفر بشه....
هـمونی که هـق هـق هـمه رو به جـون دل گـوش مـیده امـا خـودش بـغضاش رو زیـر بالـش مـیترکونه.....
همـونی که هـمه فـکر مـیکنن سـخته، سـنگه اما با هر تـلنگری میـشکنه...
همـونی که تـکیه گاه خـوبیه اما واسـش تـکیه گاهی نـیس...
هـمونی که کـلی حـرف داره اما هـ‍ـمیشه سـاکته...

مـــن همـــون شهریورماهیم
دیدگاه ها (۴)

سناریو مایکی پارت اخر

داستان

فقط یه دوست معمولی پارت 4داشتم کتابم رو باز می‌کردم که صدای ...

از الان عکس رمان تهیونگ اینه نظرتون رو راجب عکسه بگینپارت هش...

برده عمارت جئون

پارت‌: 31 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**فضای خفه و نیمه‌تاریکِ ز...

dark life = 30

چند پارتی (درخواستی)

پارت چهارم: نقابِ دوستکلاس هنوز پر از همهمه بود که برادرهام ...

دید پنهان انفجار اشکار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط