حرمت نگه می دارم ،

حرمت نگه می دارم ،

اگر نه باید تو راعاشقانه های تو را ،

خاطرات تو را ،

می بستم به بد و بیراه . . . .

باید اصالت تو رامی بستم ،

به نانجیب ترین حرف هایِ رایجِ کوچه و خیابان . . .

فحشِ آدم و عالم را می کشیدم به عشقِ بی صاحبت ، . . .

روزهای بی پدر مادرِ تنهایی ،

شب های لا مروت بی خوابی . . . .

غروب های نحسی که صدای اذان بلند می شود ،

صدای نفرین های مادرم بلند می شود . . . .

سایه ی نبودنت قد می کشد ،

و من تلخ ترین بغض دنیا را تا ته حیاط می کشم . . . .

تا آبرویت را پیش هر کسی نریزم . . . .

خدا ا ا ا ا ا ا یِ من . . . .!!!!

با این همه بدی ،

چقدر هنوز دوستش دارم . . . .
دیدگاه ها (۱۰)

من دیوانه‌ی توام، نه از آن دیوانگی‌های ساده… از آن جنس که هر...

‏🦊[۰۱:۲۱ ~ ۰۱:۲۲ به وقت کره]بنگ-های ㅎㅎㅎچیکار می‌کنیقبل خواب ...

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

مافیای من

💜 پارت دوم | حسادتموسیقی هنوز بلند بود و جمعشان دور همان میز...

پارت ۴۰

سرنوشت(ویو من)اون شب اصلاً نتونستم بخوابم...هر بار چشمامو می...

فاصله یک لبخند تا جنون

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط