{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور ت

و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم، در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است،
ولی آیا اگر به سمت آن شیء بی ارزش نمیرفتم، واقعا می فهمیدم که بی ارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم!!

دومین مکتوب
پائولو کوئیلو
دیدگاه ها (۸)

و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجه...

و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجه...

میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم ...

در کنار ساحل قدم می زدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخش...

هر انسانی، یک‌باربرای رسیدن به یک‌نفرعجله می‌کندو پس آنبرای ...

#معرفی_کتابدر کنار ساحل قدم می زدم و میخواستم به جایی دیگر ب...

و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجه...

و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط