{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در کنار ساحل قدم می زدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که د

در کنار ساحل قدم می زدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد.
جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم، در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است،
ولی آیا اگر به سمت آن شیء بی ارزش نمیرفتم، واقعا می فهمیدم که بی ارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم!!

دومین مکتوب، پائولوکوئیلو
دیدگاه ها (-۱۶)

میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم ...

و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجه...

و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجه...

و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجه...

#معرفی_کتابدر کنار ساحل قدم می زدم و میخواستم به جایی دیگر ب...

💓

*****پائولوکوئیلو *****هر انسانی، یک‌باربرای رسیدن به یک‌نفر...

*پائولوکوئیلو *هر انسانی، یک‌باربرای رسیدن به یک‌نفردیر می‌ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط