ازدواج اجباری

ازدواج اجباری
پارت اول


سلام من سوا هستم 25 سالمه و در کره جنوبی زندگی میکنم و خانواده پولداری دارم ولی دوست دارم روی پای خودم بایستم من در یک کمپانی کار میکنم به عنوان میکاپر یک گروه من با پدرم زیاد صمیمی نیستم چون بیشتر مواقع مست میکنه و منو کتک میزنه
صبح با صدای الارم گوشی بیدار شدم دوش گرفتم لباسام هم پوشیدم رفتم پایین صبحانه خوردم و به سمت کمپانی حرکت کردم (نویسندتون بعضی وقتا کرم میریزه از الان بدونین😂) وقتی رسیدم کمپانی منشی رئیس صدام زد رفتم کنارش گفت امروز اعضا کنسرت دارن پس باید تمام تلاشتو بکنی چشمی گفتم میخواستم برم که گفت امروز یکی از میکاپرا نیومده باید دوتا رو میکاپ کنی چشمی گفتم و رفتم تو اتاق میکاپ وسایلم رو اماده کردم که اقای پارک جیمین وارد شد سلام کردم اومدم روی صندلی نشست و شروع کردم به میکاپ کردن که صدای در اومد اقای کیم سوک جین وارد شد گفت
جین: سوا امروز میکاپرم نیومده تو باید میکاپم کنی
چشمی گفتم و دوباره مشغول میکاپ جیمین شدم یجوری نگاهم میکرد معذب بودم (خب خاکتوسرت همه ارزوی همچین نگاهی موچی بهشون بکنه💔😂)
میکاپش تموم شد جین اومد نشست میکاپ اونم تموم کردم رفتم سوار ماشین شدم که به سالن اجرا بریم رسیدیم رفتم پشت صحنه موهای جین و جیمین رو مرطب کردم...

حمایت کنید مرسی💕💋💋
این فیک درخواست یکی از عشقام بود امیدوارم دوسش داشته باشی😊💕

#ارمی#جیمین#موچی#فیک#وانشات
#کیپاپ#ادیت
#bts#army#jimin
دیدگاه ها (۶)

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

فیک: بابای سخت گیر من part 15[سوآ از اتاق مطالعه بیرون اومد ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁶ویو: اتصبح که بیدار شدم، دستم رو...

سرنوشت پارت (۱۲)

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

اسم فیک: عشق در یک نگاه part: ۷ کفشم رو پوشیدم رفتم پایین از...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_90بعد از تموم شدن حرفش از آش...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

بیو هانا:من هانا امیه دختر معمولی دانشجو ام و رشتم هنر و ارت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط