یک طرفه آخر

ویو ات
بلهره داشتم عشق واقعی رو حس میکردم

فلش بک به نهار
ویو ات
داشتیم ناهار میخوردیم که حالم بد شد حالت تهو بود سرم گیح میرفت رفتم MCو بالا آوردم به زور کوک رفتیم بیمارستان برای اینکه کوک ببینه حالم خوبه یا نه
دکتر با ر

ک.خانم دکتر حالش خوبع
ر.تبریک میگم
ک.ب برای چی
ر.برای بچه ی تو راهیتون

کوک خیلی خوشحال بود منم همینطور بهش میخورد تا 9ماه دیگع نمیزاره راه برم چند سال بعد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
الان ما ۵نفریم یه دختر دوتا پسر زندگی زیبایی داریم
بع اسم های یوکی جیهو جیمین

یوکی.بابا ببین چی کشیدم
ک.خیلی قشنگ عشقم فدات بشم برو پیش داداشات ببین اونا چی کشیدن
یوکی.باشع بابا






❤ پایان❤
دیدگاه ها (۴)

به زیباییه مشکی

پارت ۴۰

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁰ویو: اتدکتر سریع خودش رو به تخت ...

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

My little princess Part 23ویو ات با حرص روی تخت نشستم همین ک...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

تک پارتی وقتی بهت خیانت کرد ولی فهمید ....... ( علامت ها ات ...

مهمونی خطرناک پارت=26ویو اتمتوجه تغییر حالت کوک شدم..یعنی تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط