حساسیت من پارت ۶

جیمز : ا،ت تمومش کن
ا،ت : با گریه : چرا به اون چیزی نمیگی؟.
! هیهیهیه دیدی اون منو دوست داره نه تو
جیمز : دوتاتون رو دوست دارم
ا،ت : یعنی چی ؟؟ پنو( منو ) بیشتر دوست نداری؟
جیمز :...
ا،ت : خیلی بدی : با گریه میره در اتاق رو محکم میبنده
> اوم جیمز
جیمز : عمو ببخشید درستش میکنم
جیمز : رفتم پیشش : ا،ت .. لپولوی داداشی عشق من؟
ا،ت : گمچو ( گمشو ) بلو( برو ) پیشه اون دختره
جیمز : یاااا ا،تتت عشقم مهمونه
ا،ت : برو بابا
جیمز : محکم لپش رو بوسیدم : فدات بشم چاقالوی من
ا،ت : ایش مگه من چاقالوام ؟؟؟؟
جیمز : توپولو
ا،ت : عههه
!دختره بیا اینجا : اومده بود دمه در
ا،ت : چته ؟
! ببشید
جیمز : هوراااا مبارک باشههه
ا،ت : میبشمت( میبخشمت) همو بقل میکنن
جیمز خب دوتاتون بیاید اینجا یورا ( دخترعموهه) و ا،ت بیاید تو اتاق باهم بازی کنید
ا،ت : چشم
!چشم
در رو بست
ا،ت : میگم یورا میای بریم بیرون بدون اینکه بفهمن
! چجوریییی؟ معلومه آرهههه
ا،ت : ببین من در رو آروم باز میکنم بعدش میگم میخوام کفش هاتون رو بیارم تو بعد توهم میگی‌میخوای کمک کنی بعد فرار میکنیمممم
!عههه باشششههههه
جلو در
جیمز : ا،ت ؟؟؟ یورا چیکار میکنید؟
ا،ت : اوم موخوام کفش های مهمونا رو بیارم
جیمز : اوم باشه
! خب بریمممم
ا،ت : دوییدیم بیرون : هوراااا
رفتیم جلو تر که به پارک رسیدیم
!: آخ جون فقط اینجا چرا انقدر تاریکههه؟
ا،ت : اشکال نداره
( دزدی وارد میشوددددد علامت دزد ÷)
÷ سلام سلام دلتون میخواد بهتون لبوبو بدم؟
ا،ت : آرههه
! بلههه
÷ خببب باید بیاید دنبالم
ا،ت : چشم
!باش
( رفتن جلو تر که رسیدن به ماشین )
÷برید تووو
ا،ت : نههه تو تو میخوای مارو بدزدی؟؟؟
÷ دیگه واسه فهمیدن دیره
! باگریه : من من میترسم
ا،ت : منم با گریه : همو بقل کردن
جیمز : ا،تتتت یوراااااا بیاید دیگه.
> چرا نمیان اینا
< نکنه رفتن بیرون
جیمز : نه بابا واساااا اینا اینا که کفش ها رو نیاوردن تووو
جیمز : وای به حالت ا،ت اگه بیرون باشید
( یه پارک نزدیک بود صدای جیغ شنیدم)
ا،ت : جیغ بلندی زدم تا داداش جیمز من پیدا کنه.
جیمز : وای ا،ت دستم بهت برسه
( دوییدم بیرون که دیدم یورا و ا،ت اونجان با یه پسره )
جیمز : دوییدم رسیدم بهشون دیدم دوتاشون دارن گریه میکنن
ا،تتتت یورا اینجا چه غلطی میکنید؟
ا،ت : ما هق هق ما هق هق
!این آقاهه میخواست مارو به دزده
جیمز : اهممم عه دادا سلام چطوری
÷ داداش تروخدا آخه مگه قرار نشد بیان بیرون بدزدمشون
جیمز : فعلا تنبیه دارن
÷ فعلا میرم گودبای
پارت ۷
۵ تا لایک
🖤ببخشید دیر شد عسلام‌ 🖤
دیدگاه ها (۷)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

سناریو مایکی پارت اخر

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

تکپارتی جونگ کوک

وقتی حواست نیست یهو میری تو اتاق میبینی لخ*ت مادرزادنبنگچان:...

سناریو بی تی اسوقتی برات قلدری میکنن بعد می‌فهمن افسردگی گرف...

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

Forbidden love①①شب توی خوابگاه دراز کشیده بودم و داشتم از خس...

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

ادامهدامیان از ترسش سریع درو باز کرد بدو بدو رفت سمت اتاق در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط