{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

The hostage s2 p3

The hostage s2 p3
«جین هو»
چند دقیقه بود مین یانگ به هوش اومده بود و کل مدت به سقف زل زده بود و هیچی نمی گفت.
جینی : نمی خای بگی چی شده.
سرش رو به چپ و راست تکون داد.
جینی : باااشه.
جونگ کوک با یک پلاستیک داخل دستش اومد داخل و تکونش داد.
جی کی : هی مین یانگ بلند شو شیر کاکائو و کیک برات گرفتم.
و در شیر و باز کرد و با کیک سمت مین یانگ گرفت و مین یانگ نشست و شروع کرد به خوردن .
که جونگ کوک نگاهی به من کرد و به گوشیم اشاره کرد.
گوشیم رو باز کردم و دیدم دو تا پیام از جونگ کوک دارم.
جی کی :«فهمیدی چی شده .»
جینی:«نه نگفت .»
جی کی : «باشه. باید از زیر زبونش بکشیم بیرون»
جی کی :مین یانگ
مینی:هوم.
جی کی :میشه حرف بزنی و بگی چی شده . یا حداقل فقط حرف بزن.
مینی:چی بگم.
جی کی :مثلاً بگی چی شده .
مینی :فک می کنی چی شده . بهم خیانت شده‌.
جینی:کی بهت خیانت کرده.
مینی:دوست پسر سابقم . بهش زنگ زدم و یک دختر برداشتو گفت همسرشه .
جینی:اون وقت تو بخاطر همچین چیزی خودکشی کردی.
مینی:به نظر تو چیز کمیه . اگه بعد یه عالمه درد کشیدن جونگ کوک بهت خیانت کنه تو چیکار می کنی . (از اینجا به بعد با داد) مثلاً می گی اون بی لیاقت بود و زندگی هنوز ادامه داره و این زرت و پرت ها هاننننن! جواب بدهههه.
جینی:مین... مین یانگ من منظور بدی نداشتم .
مینی:پس هیچ وقت قضاوت نکن.


شرط=۱۰لایک
دیدگاه ها (۱۰)

پارت ۳۷

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

وقتی جونگ کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

In the Embrace of DarknessPART 1صدای آرام موسیقی در کافه پخش...

پارت چهارم: گذشتهاتاق برای چند لحظه در سکوت فرو رفت.جونگ‌کوک...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۱: جواب واقعیچند ثانیه سکوت بینشان ماند.ح...

**پارت سیزدهم: زمزمه‌هایِ عمارت**لیها با قدم‌هایِ تند از دفت...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

شب تولدم پارت 14#: خب من به ات گفتم خجالت نمیکشی با این لباس...

پارت ۲۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط