بسم رب شهدا...

بسم رب شهدا...

یکی از بچه های تفحص نقل میکرد :ߌ鰟̹ߌ鰟̹ߌ銊یه روز که دوستاش داشتن توی نیزار ها دنبال پیکر شهدا میگشتن، مشاهده می کنن که یه جمجمه روی یکی از نی هاست! یعنی نی رشد کرده و جمجمه رو هم با خودش بالا آورده؛ متوجه میشن که حتما زیر این نی باید پیکر یکی از شهدا باشه! وقتی پیکر رو پیدا میکنن، توی وصیت نامه این شهید بزرگوار جمله ای نوشته بود و اون جمله این بود:ߌ鰟̹ߌ銊« دوست دارم مثل امام حسین علیه السلام سرم روی نی رود ... »(گاهی تکرار بعضی چیزا تکرار اکسیژنه)ߌ鰟̹ߌ鰟̹

خوش به سعادت شهدا...

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم...

التماس دعای فرج و شهادت...
دیدگاه ها (۷)

part 10

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹¹من رینا بودم.وارث اصلی اون خانواده.و ...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.42(روایت از زبان نویسند...

#یک_روایت🔸فرصت بدین یه ناو براتون بزنم.‌..#متن_خاطره|شیراز ه...

پارت ۵: شروعِ یه زندگیِ جدید!هنوز تو شوکِ آزمون بودم که بالا...

### پارت ۶: وقتی دیوارها می‌ریزندصحن اتاق هنوز گرم بود از تم...

خون و عشق 💘 پارت یازدهمهان هنوز کف خیابون نشسته بودآمبولانس ...

چند پارتی (درخواستی)

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے¹³دست ته...

پارت ۲۱ :

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط